جلسه هفتم از دوره بیست و یکم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی کمک راهنما محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر هادی و دبیری همسفر محمدجواد با دستور جلسه اول «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری» و دستور جلسه دوم «سومین سال رهایی مسافر علی‌اکبر» روز پنجشنبه 16 آبان ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.


تنها راه درمان اعتیاد یادگیری راه و رسم زندگی است.


سلام دوستان مهدی هستم مسافر. خیلی خوشحال هستم که بعد از چند ماه دوباره در خدمت شما هستم. دستور جلسه امروز رابطه یادگیری و معرکه‌گیری است. در مورد یادگیری همیشه آقای مهندس در ابتدای سخنان‌شان می‌گویند که پناه ببریم به قدرت مطلق از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است. بزرگترین دشمن انسان و بشریت همین جهل و ناآگاهی است؛ که اعتیاد هم در اثر همین به وجود می‌آید. وقتی که ما در زندگی راه و رسم آن را بلد نباشیم، به ناچار به بیراهه می‌رویم. حتی بعضی از مصرف کنندگان مواد مخدر هم درست بلد نیستند که چگونه مصرف کنند.


چون ما راه و رسم زندگی را نمی‌دانیم، برای انسان استرس و اضطراب به وجود می‌آید و برای این که استرس و اضطراب را بپوشاند یکی از راه حل‌ها مواد مخدر است؛ که بسیار آسان و ارزان است. در کنگره ۶۰ اگر می‌خواهیم اعتیاد خود را درمان کنیم، باید راه و رسم زندگی را یاد بگیریم. همانطور که در سی‌دی‌ها هم همین است و در سی‌دی‌های اخیر آقای مهندس در مورد تغذیه و سلامتی صحبت می‌کنند. و در نهایت چون غرور و تکبر داریم، حاضر نیستیم قبول کنیم که اشتباه از ما است و سپس معرکه می‌گیریم و تقصیر را گردن دیگران می‌اندازیم. مثلاً می‌گویند دوست بد من را مصرف‌کننده کرد ولی دوست بد ممکن است ۱ بار، ۲ بار یا شاید ۱۰ بار شما را دعوت کند؛ در صورتی که شاید شما باید ۱ سال مصرف کنید تا مصرف کننده دائمی شوید.


تنها راه درمان اعتیاد یادگیری راه و رسم زندگی است؛ مثل رفتار با خانواده، رانندگی یا روابط عمومی با مردم و... . که تمام این‌ها را هر هفته آقای مهندس در قالب سی‌دی به ما آموزش می‌دهند. افرادی که وارد کنگره می‌شوند در ابتدا عصبی و ناراحت هستند؛ اما پس از چند ماه که از سفرشان می‌گذرد و به حرف راهنما گوش می‌دهند و سی‌دی می‌نویسند، یک آرامش و صبر و متانتی را در وجود آنها می‌بینیم. معرکه‌گیری هم که کار همه ما است و وقتی که آموزش نگرفته‌ایم و بلد نیستیم معرکه می‌گیریم.



دستور جلسه دوم؛ سومین سالروز رهایی مسافر علی‌اکبر


دستور جلسه دوم تولد سومین سال رهایی علی‌اکبر عزیز است. آقا علی‌اکبر در ابتدا با یکی از دوستان‌شان وارد لژیون بنده شدند. علی‌اکبر در ابتدا دچار شک و تردید بود ولی آخرش ادامه داد. و بعد از چند وقت یاد گرفت که هر چه راهنما می‌‌گوید باید بگوید چشم. آقا علی‌اکبر همه را اجرا کند ولی دوستش نه؛ و الان او کجاست و علی‌اکبر کجاست. علی اکبر شیمیایی جنگ بود و به قدری اوضاع ریه وسیستم بدنش خراب بود، که همیشه باید یک دستگاه اکسیژن به او وصل می‌بود.

برای همین کار به آلمان رفت و یک تکه تریاک پیدا کرده و خورده بود و حالش بهتر شده بود. دکتر به او گفته بود که چطور شده است که امروز امروز حالت بهتر است؛ و علی‌اکبر گفته بود که من چند سال تریاک مصرف می‌کردم و امروز دوباره مصرف کردم و حالم بهتر شده است. و در پاسخ دکتر گفته بود که در اینجا آلمان نمی‌توانیم کاری برای تو بکنیم و همان تریاک را مصرف کن و کاری به آن نداشته باش. البته علی‌اکبر حتی کولیک معده هم داشت. ولی الان هیچ کدام از این بیماری‌ها را علی‌اکبر ندارد و با داروی OT درمان شده است؛ که تمام این‌ها با علم کنگره ۶۰ میسر شده است.


پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سالروز رهایی مسافر علی‌اکبر را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:





آرزو مسافر علی‌اکبر:
آرزو می‌کنم که انشاالله همه کسانی که راه کنگره را گم کرده‌اند، پیدا کنند و به رهایی برسند.



آرزو همسفر الهام:
آرزوی طول عمر برای آقای مهندس دارم و آرزو می‌کنم تک تک شما عزیزان به تک تک آرزوهایتان برسید.


آرزو همسفر حدیثه:
آرزو می‌کنم که هیچ دختری شاهد مصرف پدرش نباشد.



سخنان مسافر علی‌اکبر:


خدا را شاکرم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و بخاطر همه نعمت‌هایی که خداوند به من عطا کرد شاکرم. من در اعلام سفرم یادم رفت بگویم داروی شفا بخش OT؛ من خدمت آقای مهندس هم که رفته بودم برای رهایی از خود آقای مهندس هم اجازه گرفتم که در تمام اعلام سفرهایم بگویم داروی شفا بخش OT و واقعا شفا بخش است. اگر داروی OT نبود به رهایی نمی‌رسیدم؛ خیلی از بچه‌ها می‌گویند داروی OT و آقای پوستی می‌گوید موقعی که می‌خواهید داروی OT را بخورید با دارویتان حرف بزنید و من هیچ وقت بدون وضو دارو مصرف نکردم. الان هم داشتم با بچه‌های دم در صحبت می‌کردم می‌گفتم من اخبار ساعت 2 را که گوش می‌دادم دارو را می‌خوردم. الان هم تا اخبار شروع می‌شود من مرفین‌ام بالا می‌رود. حالا اکثر کسانی که مواد مصرف می‌کنند می‌خواستند از این موادشان لذت ببرند ولی من نه و فقط چون مجبور شدم تریاک مصرف کردم؛ چون من خونریزی بدنم زیاد بود و نمی‌توانستم هیچ جور کنترلش کنم. حالا آقای پوستی می‌گفت دلیل علمی ندارد ولی برای من داشت. و بخاطر همین هم نمی‌توانستم رها کنم و بعضی مواقع که می‌گفتم نباید مصرف کنم داخل خانه این قدر حالم بد می‌شد که خود خانواده می‌گفتند پاشو مصرف کن و همینطور آرام آرام 15 سال طول کشید.

NGOهای دیگر هم رفتم ولی نتوانستم و واقعا هم نشد. ولی وقتی آمدم کنگره علی آقا کاظمی تازه واردین بودند و بهشون گفتم من به اصرار یکی از دوستان آمدم و من همه راهی را رفتم و فایده‌ای نداشت و این مواد تا ابد با ما است. به قول معروف می‌گویند لبی که رسید به وافور شسته می‌شه با کافور. اولین جلسه‌ای که آمدم روز 5 شنبه بود و جشن تولد آقای صدیقی و نشستیم و علی آقا کاظمی برای ما توضیح داد و منطقی به نظرم می‌رسید. پیش خودم گفتم حالا می‌روم امید بخدا حالا یه وقت هم شد و آقای پوستی هم می‌داند وقتی می‌خواستم داروی شفا بخش را بخورم حالم خیلی بد می‌شد و چندین بار حالم بسیار بد شد. ولی خدا را شکر آمدم و الان هم 3 سال هست آزاد و رها هستم. یک مسافرت که می‌خواستم بروم عزا می‌گرفتم که الان باید چه کار کنم، کجا بروم بکشم. ولی الان خدا را شکر اراده می‌کنیم هر جا که بخواهیم می‌رویم. یکی از دوستان می‌دانند که آلمان در جنگ یکی از بمب‌های شیمیایی را می‌داد به عراق که هم امتحان کنند و ببینند روی انسان‌ها چی جواب می‌دهد و نتیجه بگیرند. چون سازمان ملل بعد اجازه نداد گفتند باید بیمارهای شیمیایی را با هزینه خود کشور آلمان درمان کنند یک خانه ایران در آلمان بود و به اسم درمان می‌بردند ولی آزمایش‌های خودشان را کامل می‌کردند. دکتری که با ما بود من با او صحبت کردم و قضیه مواد را فهمید. گفت اینجا کسی را درمان نمی‌کنند و فقط می‌خواهند تحقیقات خودشان را انجام بدهند و برو همان مواد خودت را بکش و این‌ها کاری برای تو نخواهند کرد. و بعد من گفتم که من دیگر تا آخر عمر این مواد با من هست.

ولی آن لطفی که خداوند به من داشت و زحمت‌هایی که آقای مهندس می‌کشند بخصوص برای داروی OT و ما خیلی راحت یک برگه‌ای می‌گیریم و می‌رویم دارویمان را می‌گیریم و می‌آئیم ولی بخاطر این نامه خدا می‌داند که چه زحمت‌هایی کشیده شده است. همه کسانی که سفر می‌کنند بدانند که چه قدر پای این کنگره زحمت کشیده شده و ما راحت می‌آئیم و روی این صندلی‌ها می‌نشینیم. آقای مهندس می‌فرمودند در یک مکانی نشسته بودیم که مال شهرداری بود و همین که رئیس شهرداری عوض می‌شد ما را هم بیرون می‌انداختند ولی حالا می‌آئیم اینجا خیلی راحت می‌نشینیم روی این صندلی‌ها و واقعا ظلم است که کسی بیاید روی این صندلی‌ها بنشیند و استفاده نکند. هم به خودش و هم به بقیه ظلم کرده است. من از همسفرهایم تشکر می‌کنم که بال پرواز من بودند. از خانم سارا خیلی تشکر می‌کنم. ما در خانه جنجال فکری نداشتیم که بخاطر مصرفم مشکلی داشته باشیم ولی از نظر روحی خیلی خانواده‌ام اذیت شدند. اگر مهمانی می‌خواستیم برویم آخرین نفر بودیم و همین در روحیه‌شان خیلی تاثیر داشت. من با بچه‌هایم 5 دقیقه هم نمی‌توانستم صحبت کنم ولی الان باهم خیلی خوش هستیم و با هم صحبت می‌کنیم. یک روز در جلسه‌ای به آقای گلی گفتم هیچ کسی نمی‌تواند بگوید که من جلوی پدر و مادرم مصرف می‌کردم ولی من چون مادرم در جلسه است می‌داند من یک بار هم جلوی جلوی مادرم مصرف نکردم. خیلی اذیتشان کردم و از ایشان عذر خواهی می‌کنم. از مادرم عذر خواهی می‌کنم. از خانم مهین که در این 14 ماه با ما بود تشکر می‌کنم و از ایشان بسیار آموزش گرفتیم. از همه شما و خانم سارا که خیلی تاثیر روی خانواده ما گذاشتند تشکر می‌کنم. از آقای پوستی استادم تشکر می‌کنم. من خیلی منیت داشتم ولی ایشان من را تحمل کردند و به من گفتند اول منیت را بگذار بیرون بعد بیا داخل و اینجا رهجو هستید. از همه شما مچکرم.


سخنان اسیستنت محترم همسفر مهین:


خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و لذت رسیدن به رهایی و آرامش را کنار این خانواده تجربه کردم. خیلی خوشحالم قبلا که کنار رهجوها برای رهایی‌ها و تولدها شرکت می‌کردم. همیشه این حس را داشتم که چقدر لذت بخش است به آرامش رسیدن این عزیزان که در سال‌ها قبل زیر خاکسترها مدفون شده بود. و شاید خیلی از کسانی که در این خاکستر گیر می‌کنند و اذن خروج آن‌ها از تاریکی از سمت خداوند صادر نمی‌شود و وقتی که خداوند به ما خروج از تاریکی را هدیه می‌دهد شکر لازم دارد و با همه ی وجودم خدا را شکر می‌کنم.

به این خانواده عزیز تبریک می‌گویم که از تاریکی خارج شدند. به آقا علی‌اکبر که کار سختی را انجام دادند؛ چون نبرد با اعتیاد کار آسانی نیست و تک تک شما برای خودتان ارزش قائل بودید که آمدید. تبریک می‌گویم به خانم الهام عزیزم که با صبوری توانستند این مسیر را برای مسافرشان هموار کنند. به دو عزیزشان تبریک می‌گویم که پدر و مادر خودشان را همراهی کردند. به آقای پوستی تبریک می‌گویم برای تربیت رهجویی به این خوبی که توانستند در جایگاهی قرار بگیرند که آرامش داشته باشند. به خانم سارای عزیزم تبریک می‌گویم که من به نیابت ایشان اینجا هستم. خانم الهام عزیز که در دوره مرزبانی ایشان در خدمتشان بودیم بسیار تلاش کردند تا کارهای شعبه را به موقع انجام دهند و واقعا تلاش کردند و زحمت کشیدند در این جایگاه. خدا را شکر که خیلی خوب پیش آمدند و امیدوارم که برکت این خدمت در زندگی آن‌ها جاری شود. بعضی از همسفران با وجود این که حال مسافرانشان خوب شده ولی هنوز حال خوبی ندارند. همسفر هم یک نوع سفر دارد و باید این سفر را طی کند. حواسمان جمع خودمان باشد.


سخنان مرزبان محترم همسفر الهام:


خدا را شکر که برای دومین بار در این جایگاه هستم. تبریک می‌گویم گرفتن نشان برنز کنگره را به مسافرم و از ایشان تشکر می‌کنم بابت سفر بسیار خوبی که داشت چه سفر اول و چه در ادامه. تشکر می کنم از جناب آقای مهندس و خانواده محترم‌شان. از جناب آقای پوستی که خیلی زحمت کشیدند. از خانم سارا عزیزم تشکر می‌کنم. از خانم مهین عزیز که در این چهارده ماه خیلی در کنارشان آموختم. همه ما خاطرات داریم از دوره مصرف ولی الان خدا را شکر 4 سال که این‌ها را نداریم. من اینجا در طول چهارده ماه که در مرزبانی خدمت می‌کردم و حال همسفرانی را دیدم که مسافرشان برگشت خورده بودند، بسیار برایم ناراحت کننده بود. شاید قبلا این را احساس نمی‌کردم و امروز نیت کردم که وقتی دراین جایگاه قرار گرفتم این را به مسافران بگویم چه آن‌هایی که در سفر اول هستند و چه آن‌هایی که در سفر دوم هستند که برگشت نزنند؛ اول به خاطر خودتان و دوم به خاطر همسفرهایتان و به خاطر بچه هایتان می‌دانم که خیلی سخت است. من یک همسفرم درد خماری را نکشیدم ولی دیدم خماری مسافرم را دیدم. گریه‌های یواشکی بچه‌هایم را دیده‌ام. خودم در خلوتم همیشه از خدا خواستم خدایا یک کاری کن که این صحنه نباشد.

شما الان آمده‌اید در این جایگاه قرار گرفتید و روی این صندلی‌ها نشستید. قدر خودتان را بدانید، خراب نکنید سفر خودتان را. به خدا برایم بسیار ناراحت کننده است که همسفرانی را می‌بینم که با حسرت به آن‌هایی که در جایگاه تولد قرار گرفته‌اند، نگاه می‌کنند و اشک می‌ریزند. به خدا می‌گویند چرا من آن بالا نیستم و چرا مسافرم درست سفر نمی‌کند که این جایگاه را لمس کنم. اینجا خیلی زحمت می‌کشند از ایجنت، اسیستانت و مرزبانان مسافر همه می‌دانند از راهنماهای عزیز همه وقت می‌گذارند تلاش می‌کنند که شما اینجا بنشینید. مسافر من با وجود مریضی و مشکلاتی که داشت اصلا به برگشت فکر نمی‌کرد با این که دو ماه مانده به رهایی یک حساسیت بد گرفت که قطعا اگر تریاک مصرف می‌کرد برطرف می‌شد، اما یک لحظه هم به برگشت فکر نکرد. پس این دلیل نمی‌شود که کسی که بعد از رهایی اذیت شد و نتوانست تحمل کند برگشت کند. من اینجا از شما خواهش می‌کنم مواظب سفرتان باشید و نگذارید مشکلات باعث شوند که برگشت بزنید. ما بعد از ورود به کنگره داریم زندگی می‌کنیم و همه چیز را می‌بینیم.


سخنان همسفر علیرضا:


خدا را شکر می‌کنم که برای دومین بار این جایگاه را لمس می‌کنم. از بنیان کنگره 60، تشکر می‌کنم، از خانم آنی، از آقای پوستی و خانم سارا که خیلی زحمت کشیدند که ما به این جایگاه برسیم.


سخنان همسفر حدیثه:


آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردیست در جمع بیکران هستی؛
که باورش کار هر کس نیست، مگر معنی آن بداند که آن چیست.
ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند.
بشکافید، آنچه شکافتنی نیست؛ در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.

خیلی خوشحالم که برای دومین بار در این جایگاه قرار می‌گیریم و خیلی خوشحالم که پدرم آقای پوستی را انتخاب کردند. آقای پوستی واقعا از شما تشکر می‌کنم که آرامش را به خانه ما هدیه دادید. از راهنمای مامانم خانم سارا که به مامانم درس زندگی کردن را یاد دادند تشکر می‌کنم. در این 14 ماه چیزهای خیلی خوبی از خانم مهین یاد گرفتم. کنگره چیزهای زیادی به من داد مثل آرامشی که به خانواده ما داد، مثل سلامتی پدرم و دوستان خوب من. اینجا با دوستانم یک شباهتی داشتم که با دوستان بیرون از کنگره نداشتیم و آن هم مصرف پدرم بود. از آقای مهندس واقعا تشکر می‌کنم که سلامتی را به پدرم برگرداندند. از همه شما دوستان کمال تشکر را دارم که با حضورتان به من قوت قلب دادید.


























تایپ: مسافر حسن، همسفر محمدجواد

عکاس: مسافر مهدی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی

تنظیم: همسفر محمدجواد



طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، درمان اعتیاد،
برچسب ها: کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : شنبه 18 آبان 1398 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
به نام خالق عشق

روز یکشنبه مورخ 98/01/18 جلسه یازدهم از دور نوزدهم از سری کارگاه های آموزشی کنگره 60

شعبه شیخ بهایی اصفهان

با دستور جلسه هفتگی دانایی، دانایی موثر، سواد

با نگهبانی مسافر علی اصغر و استادی مسافر مهدی پوستی و دبیری مسافر مجید

راس ساعت 17:00 آغاز بکار نمود.


امروزه می گویند کسی با سواد است که بتواند دانسته های قبلی خود را کنار بگذارد و با دانش روز پیش رود .



سواد یک کلمه عربی است و از ریشه اسود گرفته شده است به نام سیاه . در قدیم کسی که قابلیت نوشتن داشت به او با سواد می گفتند یعنی قابلیت سیاه کردن برگه و نوشتن دارد و به یاداشت و برگه ای که می نوشت سیاهه می گفتند .

در دوره بعد تا چند سال پیش و در سطح بین المللی و در هر نقطه از جهان به غیر از توانایی خواندن و  نوشتن به کسی با سواد می گفتند که به زبان انگلیسی و کامپیوتر مسلط باشد .

امروزه می گویند کسی با سواد است که بتواند دانسته های قبلی خود را کنار بگذارد و با دانش روز پیش رود . نگوید که مرغ یک پا دارد . حتی پزشکان خیلی از مطالب و علوم قدیمی رو کنار می گذارند و با یافته های جدید و دانش روز پیش می روند چون علم جدید مطالب گذشته را مردود اعلام می کند . بنابراین دانش جدید را باید پذیرفت و کسی که این را نپذیرد یک انسان متعصب و بی سواد است .

اما دانایی و دانایی موثر و سواد از هم جدا هستند و کسی که در یک رشته خاص دانش و تخصصی دارد نمی توان گفت که حتما انسان دانایی است . اما ما در کنگره دانایی را اینطور تعریف می کنیم که تشخیص ماهیت خواسته ها در هر شکل و هر لباسی را دانایی می گوییم و این دانایی هیچ ربطی به مدرک و سواد ندارد . شخصی که بتواند خوب و بد را از هم تشخیص بدهد در همه مسائل و امور زندگی ، روابط اجتماعی ، شغل و ... این شخص ، شخص دانایی است . البته فقط تشخیص درست و دانایی کافی نیست و ما باید دانایی خودمان را به مرحله عمل برسانیم که این می شود دانایی موثر و برای رسیدن به دانایی موثر باید 3 موضوع رو در نظر بگیریم که یک مثلثی را تشکیل می دهد و این 3 موضوع عبارتند از آموزش، تجربه و تفکر . یعنی اول شخص باید آموزش ببیند و بعد تجربه کند تا به دانایی موثر برسد .



 

تهیه تصاویر : مسافر محمد لژیون 24

تهیه گزارش : مسافر حسن لژیون 18

ویرایش و ارسال : مسافر محمد جعفر لژیون 4

 



طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، درمان اعتیاد،
برچسب ها: کنگره ۶۰، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1398 | 02:26 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام قدرت مطلق الله

روز یکشنبه مورخ 1397/9/11 جلسه نهم از دور هجدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره۶۰شعبه شیخ بهایی ویژه آقایان

با دستور جلسه هفتگینقش سی دی ها در آموزش "

به استادی مسافر صادق، نگهبانی مسافر ولی و دبیری مسافر امیر

 رأس ساعت  ۱۷ آغاز به کار نمود. 



فراموش نکنیم که وقتی مصرف کننده بودیم دچار یک زندگی بدون آرامش و پر از دغدغه و نگرانی بودیم و این آموزش ها و سی دی ها به ما کمک کردند تا به آرامش برسیم


همانطور که می دانید سی دی ها بهترین نقش را در آموزش ما دارند. آموزش یکی از ارکان و اضلاع مثلث دانایی است و یکی از شاه رگ های اصلی آن سی دی هاست در واقع سی دی ها به عنوان قلب تپنده کنگره است که خون تازه را در رگ های کنگره به جریان می اندازد و نمی توان نقش آن ها را کمرنگ جلوه داد و در درمان هم اثرات بسیار دارد.


 در حقیقت اساس درمان از همین سی دی ها برگرفته است و آقای مهندس به عنوان موسس و بنیانگذار کنگره و راهنمایان و دیدبانان و مسئولین دیگر در یک طرف هستند و بقیه مسافران یک طرف و مهندس این نقش خود را ازطریق سی دی ها و به روز هرهفته به ما می رساند و ما می توانیم آن ها را تهیه و بشنویم و استفاده کنیم.
آقای مهندس در سی دی ها به صورت بسیار ساده و روان صحبت می کنند به طوری که برای همه سطوح و آحاد جامعه از مسافران و حتی سایر اقشار دارای مطالب سودمند و قابل فهم باشد سخن میگوید و ما نباید نقش این سی دی ها را دست کم بگیریم چون آن ها راه ارتباط مستقیم ما با مهندس هستند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : دوشنبه 12 آذر 1397 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام خالق زیبایی

سه شنبه 30 مرداد 1397 هفتمین  جلسه از دور هفدهم از سری کارگاه های آموزشی و خصوصی کنگره 60 نمایندگی  شیخ بهایی اصفهان 

به نگهبانی مسافر مجید و استادی مسافر مهدی پوستی دبیری مسافر مهدی

با دستور جلسه :عدالت ، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟    

راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

وبلاگ مهدی پوستی  

برابر نبودن جایگاه های ما چه در کنگره چه در جامعه نوعی عدالت است

 

وبلاگ مهدی پوستی

دستور جلسه این هفته از دو بخش تشکیل شده است که بخش اول عدالت  و بخش دوم ، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند ؟ ، سوالی در قسمت دوم دستور جلسه پرسیده شده که جواب آن در قسمت اول بیان شده است و برابر نبودن جایگاه های ما چه در کنگره چه در جامعه نوعی عدالت است .

بعضی افراد مساوی و برابر بودن را نوعی عدالت میدانند ، در صورتی که اصلا اینطور نیست ، مثلا اگر همه افراد میتوانستند در جایگاه های کمک راهنمایی ، مرزبانی ، نگهبانی ، ایجنت و غیره قرار بگیرند که عدالت نبود ، بلکه باید به هر شخصی به میزان شایستگی و قابلیت خودش ، مسئولیت داد .

 یا بچه ای که به گلو درد مبتلا شده پزشک برای  او آموکسی سیلین ۲۵۰ هر ۸ ساعت ۱ عدد قرص تجویز میکند در صورتی که فرد بزرگسالی که همین بیماری را گرفته آموکسی سیلین ۵۰۰ هر ۶ساعت تجویز میشود و این برابر و مساوی نبودن عین عدالت است و اگر بخواهیم به هر دو نفر به یک میزان دارو تجویز کنیم ، ظلم محسوب میشود و عدالت نیست.

وبلاگ مهدی پوستی

 

هر فردی در هر جایگاهی که قرار دارد عین عدالت هست و همه ما در نتیجه اعمال و رفتارمان در گذشته ، هم اکنون در جایگاه کنونی قرار داریم .

عدالت این است که رئیس اداره یا کارخانه ای که سالها تلاش کرده ، زحمت کشیده و درس خوانده و تجربه کسب کرده یا سرمایهٔ زیادی برای احداث کارخانه ای  صرف کرده  با کارمند یا کارگری که از تجربه و تحصیلات پایین تری برخوردار است نباید به یک اندازه حقوق دریافت کنند و در شرایط برابری باشند .

 

وبلاگ مهدی پوستی

 

همه ما وقتی وارد کنگره میشویم با هم برابریم ، یک عدد پکیج آموزشی دریافت میکنیم ، سه جلسه مشاوره میشویم ، صندلی ها یکسان است ،حق انتخاب راهنما و کلینیک داریم  و تمام مراحلی که باید بگذرانیم تا سفرمان شروع شود یکسان است ولی با شروع سفر و در ادامهٔ راه ، تلاش و کوشش خود ما است که رسیدن به هدف ما را مشخص میکند در زندگی ما هم همینطور است و تلاش و کوشش خود ما جایگاه هایی که الان در آن به سر میبریم را مشخص میکند.

 

تایپ: مسافر مجید ت

عکاس: مسافر رضا

ارسال: مسافر مصطفی

 




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : یکشنبه 4 شهریور 1397 | 12:57 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
 

به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

 

روز پنجشنبه 21/4/97 جلسه چهاردهم از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی

با نگهبانی  مسافر حسین ، استادی مسافر رضا و دبیری مسافر اصغر  

با دستور جلسه اول: حرمت کنگره 60 ، چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟  

و دستور جلسه دوم:جشن پنجمین سال رهایی مسافر مهدی  

رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 

 مهدی پوستی

 

همه حرمت کنگره را میدانیم و هر روز دو بار حرمت خوانده میشود که در آن مطالب بسیار ریزی وجود دارد که ما باید به تک ‌تک آنها عمل کنیم تا بتوانیم تغییر پیدا کنیم و سپس تبدیل شویم و پس ‌از آن از دنیای تاریک اعتیاد ترخیص شویم.


خداوند را شاکرم که این توفیق دوباره نصیب بنده شد که در خدمت شما باشم. از آقای نگهبان و آقا مهدی که به من اجازه دادند که در این جایگاه خدمت کنم تشکر میکنم.

 قبل از این‌ که بنده در مورد دستور جلسات صحبت کنم، لازم میدانم که از آقا جلال ایجنت گذشته که واقعاً زحمت کشیدند تشکر و قدردانی کنم و به ایشان خدا قوت بگویم و به آقا مهدی ایجنت جدید خدا قوت میگویم و آرزو دارم که به نحو شایسته از پس این مسئولیت برآیند و مسئولیت ما هم این است که به‌ عنوان یک فرد ایرادگیر و عیبجو نباشیم و سعی کنیم برای مشکلات راه‌ حل ارائه کنیم.

همه حرمت کنگره را میدانیم و هر روز دو بار حرمت خوانده میشود که در آن مطالب بسیار ریزی وجود دارد که ما باید به تک ‌تک آنها عمل کنیم تا بتوانیم تغییر پیدا کنیم و سپس تبدیل شویم و پس ‌از آن از دنیای تاریک اعتیاد ترخیص شویم.

 حرمت کنگره ۶۰ میگوید: کنگره مکان مقدس و امنی میباشد که هر شخص با ورود به آن باید حرمت آن را حفظ کند. این جمله بسیار تأکیدی میباشد و یکی از وظایف ماست که اینها را حفظ کنیم.


حالا چرا مقدس میباشد. مقدس اصولاً به‌ جاهایی گفته میشود که کار ضد ارزشی در آن نباشد. ما نباید در اینجا دروغ بگوییم، تهمت بزنیم یا پشت سر دیگری حرف بزنیم و اینها مطالبی است که روی آن تحقیق و بررسی ‌شده و هر روز به دلیل اهمیتش دو بار خوانده میشود.

این مکان واقعاً مکان مقدسی میباشد و واقعاً هم مقدس است و همه این تجربه را کرده‌اند و بنده هم این تجربه را از روی ناآگاهی داشتم که طی مدتی بعد از این که از جلسه میرفتم دارو مصرف نمیکردم به دلیل انرژی زیاد جلسه ولی راهنمایم گفتند این کار اشتباه است و عوارض دارد و این به همین دلیل است که این مکان مقدس و امن جایی است که ما میآییم برای آموزش دیدن و بهتر شدن تا از دام اعتیاد رهایی پیدا کنیم.

 وقتی‌ که جایی مقدس است قطعاً یک حرمتی دارد و ما مسئول هستیم و بر ما واجب است که این حرمت ها را رعایت کنیم به‌ طور مثال دیدیم یکی از دوستان به کنگره آمده و در تازه واردین بود و ما  حق نداریم این موضوع را در جایی عنوان کنیم.

انشاالله سعی کنیم تک ‌تک مطالبی که در حرمت و آموزشها است یاد بگیریم و در مورد آنها مشارکت کنیم و از همه مهمتر به آنان عمل کنیم.

دیروز آقای مهندس نکاتی را طبق تحقیقات آقای امین فرمودند که کمک راهنمایان تکلیف شان برای تازه واردین در ۵ هفته اول این ۵ سی دی باشد: ندانی را بدان ، منیت ، اهمیت خواب شب ، کابوس و قیاس.

  مهدی پوستی

دستور جلسه دوم ؛ پنجمین سال رهایی مسافر مهدی:

از ایشان تشکر میکنم که به بنده این اجازه را دادند که به‌ عنوان استاد جلسه خدمت کنم.

 مسئله کمک راهنمایی یکی از والاترین و با ارزش ترین خدمتها است که در یک سری جلسات که در تهران بود خود دیده ‌بانان میگفتند که تمام خدمت‌ها با ارزش هستند و حال انسان را خوب میکنند ولی کمک راهنمایی یک‌ چیز دیگر است. به همه عزیزان توصیه میکنم که اولین هدفی که پس از رهایی خواستار آن باشند رسیدن به کمک راهنمایی باشد. البته این هم مستلزم مطالعه و شرکت کردن در امتحانات شعبه میباشد زیرا امتحان کمک راهنمایی هم ساده و هم سخت است و در این راستا اگر افراد سعی کنند پس از ۴-۵ ماه که به کنگره آمدند و از آن جهالت بیرون آمدند و کمی مطالعه داشته باشند قطعاً به‌ راحتی میتوانند در این امتحان قبول شوند.

در مورد آقا مهدی هم اگر بخواهم بگویم ایشان فردی هستند بسیار مرتب، منظم و به ‌روز هستند چه در مورد کنگره و چه در مورد دنیای بیرون و خوش به حال رهجوهای ایشان که میتوانند از مطالب زیادی بهره مند شوند و بتوانند هدف‌ گذاری برای خدمتها داشته باشند.
ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : شنبه 23 تیر 1397 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
به نام خالق زیبایی

سه شنبه 1 خرداد ماه 1397 نهمین جلسه از دور پانزدهم از سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره 60 نمایندگی  شیخ بهایی اصفهان
به نگهبانی مسافر جواد و استادی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر سعید

با دستور جلسه: وادی نهم  راس ساعت 17 و 30 آغاز به کار کرد.

وبلاگ مهدی پوستی


قبلا عمل می کردم و بعد فکر می کردم اما الان فکر می کنم و بعد عمل میکنم .و این بهترین چیزی است که من در اینجا یاد گرفتم .


حلول ماه مبارک رمضان را به همه عزیزان تبریک میگویم و خیلی خوشحال هستم که در چنین روزی در خدمت شما عزیزان هستم مخصوصا که تولد کنگره 60 در این ماه مبارک اتفاق افتاده است.
در جلسه قبل دوستان همگی در مورد نقطه تحمل صحبت کردند ولی هیچ کس در مورد نقطه آشوب حرف نزد .
ما از زمانی که وارد کنگره می شویم اولین چیزی که باید آموزش ببینیم و یاد بگیریم اینست که نقطه تحمل خود را بالا ببریم و وقتی به یک مسافر گفته می شود که باید 11 ماه سفر کنی این به خاطر بالا بردن نقطه تحمل می باشد . 
من خود شخصا وقتی که متوجه شدم که باید 11 ماه بطور مستمر هر هفته سه جلسه به کنگره بیایم ، هضم این موضوع برایم بسیار سنگین بود ولی وقتی با این شرایط کنار آمدم و شروع به آمدن مستمر کردم ، بعد از گذشت 4 ماه کاملا به محیط کنگره عادت کردم و روزهای چهارشنبه که کنگره تعطیل بود دقیقا مثل این بود که چیزی را گم کرده ام.


نقطه تحمل بسیار مهم است . من زمانی که وارد کنگره شدم به غیر از تخریب مواد مخدر ، تخریبات شیمیایی را نیز با خود به همراه داشتم و این باعث اذیت شدن من میشد . من در شرایطی به سر می بردم که وقتی نزد پزشک می رفتم و یک سری دارو برای من تجویز می کرد ، تمامی این داروها باعث می شد که من تمام روز را خواب باشم  تا اینکه یکی از دوستان ، کنگره را به من معرفی کرد و پیشنهاد داد تا این راه را هم برای بهبودی خودم آزمایش کنم .
روز اولی که وارد کنگره شدم دیم که فضای اینجا کاملا با جاهای دیگر متفاوت است و وقتی که جلسه تازه واردین تمام شد و من برای انتخاب راهنما به لژیون ها نگاه می کردم ، متوجه شدم که تمامی راهنما ها دارای یک آرامش خاصی هستند و بعد اینکه راهنما انتخاب کردم و رفتم و تازه فهمیدم که این بزرگواران بدون هیچ حقوق و چشم داشتی ، در جهت خدمت به ما تلاش می کنند .

در زمان مصرف اگر کسی بیشتر از 5 دقیقه با من صحبت میکرد ، بلافاصله به نقطه آشوب می رسیدم . هر چند طرف مقابل من منطقی صحبت میکرد ولی حکم فرمای من آن موادی بود که من مصرف می کردم و من هیچگاه نمی فهمیدم اما وقتی وارد این جلسات شدم ، راهنما در بالا بردن آگاهی به من کمک کرد و این امر باعث بالا رفتن تدریجی نقطه تحمل من شد .
خلاصه مطلب اینکه :
قبلا عمل می کردم و بعد فکر می کردم اما الان فکر می کنم و بعد عمل میکنم .و این بهترین چیزی است که من در اینجا یاد گرفتم .

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : چهارشنبه 2 خرداد 1397 | 06:37 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام قدرت مطلق

 

وادی چهارم : در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

قبل از ورود به مبحث اصلی در باره وادی چهارم لازم می بینم تعریف مختصری از مسئولیت و مسئولیت پذیری و در ادامه اشاره ای به مسائل حیاتی داشته باشیم .

مسئولیت به معنای ضمانت و تعهد است ، وقتی مسئولیت کاری را پذیرفتیم در واقع متعهد به انجام کار و پاسخگویی نسبت به آن کار می شویم . مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش ، پاسخگویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست میشود .


مسائل حیاتی نیز به هر مسئله ای که به زندگی و حیات ما مربوط میشود ، از جمله مسائل و مشکلات جسمی و فیزیکی و مسائل روزمره مثل کار ، خانواده ، روابط اجتماعی و ..... .

این وادی یا قانون نیز همانند تمامی قوانین ، چه بخواهیم و چه نخواهیم اجرا میشود پس بهتر است اگر میخواهیم در این سفر به مقصد نهایی و مطلوب خود برسیم ، آنرا درک و به آن عمل کنیم .

قرار گرفتن این وادی پس از سه وادی اول (وادی های تفکر) ما را برای شروع حرکت و عمل سالم بر مبنای تفکر درست، اصولی و منطقی بر مبنای آموزش و دانایی و در واقع برای شروع حرکت به سوی درمان آماده میکند و به ما میگوید برای رهایی از مشکلات ، از جمله اعتیاد ، باید از قدرت و نیروی درون خود استفاده کنیم و مسئولیت گرفتار شدن در دام اعتیاد را به گردن هیچکس از جمله خداوند نیندازیم و در یک کلمه طلبکار هیچکس نباشیم .

انسان در مسیری که برای نزدیک شدن به فرمان عقل و نزدیک شدن به کمال مطلق طی میکند ، همه شرایط و وسایل و ابزار ، از طرف خداوند در اختیارش قرار گرفته و در این راه مختار است که یا به طرف نور و روشنایی (صراط مستقیم)  و یا به طرف تاریکی ، ظلمت و راه ضد ارزشها حرکت کند ولی از آنجایی که اولین و مهمترین مسئولیت بشر ، همانا در برابر خداوند است ، در  نهایت مورد سوال واقع میشود . پس بهتر آن است که این مسئولیت را پذیرفته ، آنرا در خود پرورش داده و بدانیم که خداوند در خصوص مشکلات ما از جمله اعتیاد ، مسئولیتی ندارد و ما باید فقط روی عمل خودمان ، تفکر خودمان ، اندیشه و توان خودمان حساب کنیم و از هیچکس حتی قدرت مطلق ، طلبکار نباشیم و سر تعظیم در مقابل این قانون فرود آوریم ، در غیر اینصورت ، در تصمیم گیری برای حرکت ، شروع و ادامه درمان تا رهایی ، دچار تردید خواهیم شد چون بین پذیرفتن مسئولیت و تصمیم گیری برای حرکت ، رابطه تنگاتنگ وجود دارد.

اگر این موضوع را با جان و دل قبول و در مسیر درست حرکت کردیم ، میتوانیم مطمئن باشیم که بقیه انسانها و خداوند هم به کمک و یاری ما می شتابند . با در نظر گرفتن اینکه حرکت ما باید در نهایت راستی ، درستی و صداقت باشد . 

نکته مهم دیگر در این وادی ، دلیل واگذاری مسئولیت به خداوند ، ناشی از آنست که برداشت و نگرش ما از قدرت مطلق یا نیروی مافوق یا خداوند ، نادرست بوده است . مسلما اگر این نیرو را به درستی می شناختیم ، اینگونه رفتار نمیکردیم . پس لازم است ، شناخت درست و واقعی از آن پیدا کنیم . این نیرو آنقدر عظیم و بزرگ است که اکثر ما آن را در درون خود احساس میکنیم . لذا برای شناخت آن باید اول خود را بشناسیم یعنی هم صور آشکار یا شهر وجودی که قابل رویت و لمس است و مهم تر از آن صور پنهان خود مانند نفس و مراتب آن ، عقل و روح و غیره را بشناسیم . اگر ما از خودمان شناخت نداریم چگونه باید او را بشناسیم ؟

در پایان بار دیگر به پیام مهم این وادی اشاره ای میکنیم که با سپردن مسئولیت های حیاتی به خداوند و سلب مسئولیت از خویش، خداوند به ما کمک نخواهد کرد ، بلکه اگر مسئولیت های حیاتی خود را پذیرفتیم و با قدمهای مثبت حرکت کردیم ، مطمئن باشیم که او هم ما را یاری و هدایت خواهد کرد.

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ .

موفق باشید .




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 | 06:43 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام قدرت مطلق

روز پنج‌شنبه ۹۶/۰۹/۰۲ جلسه دوازدهم  از دور چهاردهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی اصفهان

با نگهبانی موقت مسافر محمدرضا، استادی مسافر مهدی و دبیری موقتمسافر علی 

با دستور جلسه اول:«نقش سی دی ها در آموزش»

و دستور جلسه دوم :« اولین سال رهایی مسافر علی اکبر»

رأس ساعت 17 شروع به کار نمود. 

آموزش در کنگره از طریق کتاب ۶۰ درجه٬ کتاب عشق٬ جزوات و از همه مهم‌تر سی‌دی‌ها است.

 از طریق سی‌دی‌ها تمام شعبات کنگره ۶۰ همیشه به‌روز هستند. این سی‌دی‌ها باقیمت

 بسیار پایین در دسترس همه قرار می‌گیرند.

دستور جلسهٔ امروز نقش سی‌دی‌ها در آموزش است. ما در درمان اعتیاد مثلث جسم٬ روان و جهان‌بینی را داریم. جسم و بالطبع آن روان با شربت اوتی درمان می‌شود؛ اما اصل و فونداسیون در درمان اعتیاد ، نوع نگاه و نگرش ما به زندگی است که باید تغییر کند. اگر ما بخواهیم فونداسیون درمانمان را پایه‌ریزی کنیم بر اساس جهان‌بینی است و ما فقط از طریق آموزش می‌توانیم جهان‌بینی‌مان را تغییر دهیم.

آموزش در کنگره از طریق کتاب ۶۰ درجه٬ کتاب عشق٬ جزوات و از همه مهم‌تر سی‌دی‌ها است. از طریق سی‌دی‌ها تمام شعبات کنگره ۶۰ همیشه به‌روز هستند. این سی‌دی‌ها باقیمت بسیار پایین در دسترس همه قرار می‌گیرند.

من از روزی که وارد کنگره شدم تا به امروز حدود ۶۱۹ عدد سی دی دارم و همه را روی کامپیوتر و فلش می‌ریزم و نگه می‌دارم.

امروزه اکثر آهنگ‌ها و شعرهایی که ما گوش می‌دهیم مخرب هستند و انرژی منفی دارند؛ اما وقتی سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش می‌کنیم همین‌که می‌گوید: «سلام دوستان٬ حسین هستم یک مسافر. از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است٬ ۱۴ ثانیه سکوت می‌کنیم و به خدا پناه می‌بریم.» چقدر انرژی می‌گیریم و چقدر این جمله پر مفهوم است و برای اینکه از دست نیرومندترین دشمن خودمان رهایی پیدا کنیم تنها راهش آموزش است.

شما می‌توانید در ماشین به‌راحتی از سی‌دی‌های آموزشی استفاده کنید. برای مسافران سفر اول و دوم بهترین مطالب آموزشی همین سی‌دی‌ها هستند. آن‌قدر مطالب این سی‌دی‌ها گسترده است که از ساده‌ترین مطالب مثل طرز راه رفتن و طرز قاشق و چنگال دست گرفتن تا مراحل بسیار بالاتر را به زبان ساده به ما آموزش می‌دهند

دستور جلسهٔ دوم:

تولد یک سال رهایی آقای علی‌اکبر عزیز است که رهجوی بسیار خوب و منظمی هستند. الآن هم در بخش اوتی خدمتگزار هستند و همسفرشان هم در قسمت وبلاگ خدمت می‌کند. درواقع برای حال خوش خودشان خدمت می‌کنند. یکی از خصوصیات بارز علی‌اکبر این بود که اصلاً در جلسات غیبت نداشتند و مرتب حضور داشتند و خدمت می‌کردند. ایشان علاوه بر مشکل اعتیاد بیماری‌های جسمی دیگری هم داشتند که با مصرف همین شربت معجزه‌آسای اوتی درمان شدند. همسفرشان هم در طول سفرشان همیشه پشتیبانشان بودند. به علی‌اکبر و همسفر محترمشان و فرزندانشان و راهنمای همسفرشان تبریک عرض می‌کنم.

پس از سخنان استاد، مشارکت‌های مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر علی اکبر را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 

اعلام سفر مسافر علی‌اکبر:

آنتی ایکس مصرفی: تریاک- مدت سفر: ۱۱ ماه و ۲۶ روز- روش درمان: دی اس تی همراه با داروی اوتی- نام راهنما: آقای مهدی- مدت رهایی: ۱۲ ماه و ۲۷ روز.

آرزوی مسافر علی‌اکبر: آرزو می‌کنم همهٔ مصرف‌کنندگان راه کنگره را پیدا کنند و درمان شوند.

آرزوی هم‌سفر الهام: من آرزوی تندرستی و طول عمر برای آقای مهندس و به آرامش و به تعادل رسیدن تک‌تک افراد کنگره را دارم.

آرزوی هم‌سفر علی‌رضا: آرزو می‌کنم هیچ سفر اولی در سفرش لغزش نکند.

آرزوی هم‌سفر حدیثه: من هم آرزو می‌کنم که هیچ مصرف‌کننده‌ای در جهان نباشد.

سخنان مسافر علی‌اکبر: 

خدا را شاکر هستم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم. خیلی‌ها به خاطر عشق‌وحالی که مواد به آن‌ها بدهد و به فضا بروند به مصرف مواد روی می‌آورند. من جدا از این مسئله، ناخواسته به اعتیاد روی آوردم، به دلیل مشکل معده خونریزی شدیدی داشتم با درد زیاد،به همین خاطر ،حالا علمی یا غیرعلمی برای من مصرف تریاک را تجویز کردند که باعث شد به تریاک اعتیاد پیدا کنم. وقتی متوجه شدم اعتیاددارم که دیگر نمی‌توانستم مصرف نکنم،برای ترک دو سال به NA می‌رفتم ولی در طی این دو سال با درد و مشقت زیادی دوام آوردم و هیچ‌وقت حال خوبی نداشتم و همیشه حالم خراب بود.

 تا اینکه با توصیه یکی از دوستانم به کنگره آمدم که اولین جلسه تازه واردین راهنمای گرامی آقای علی کاظمی به‌عنوان مشاور  مسئله اعتیاد و درمان در کنگره را به زیبایی و به‌طور کامل برای من توضیح دادند که همین امر باعث شد من به کنگره و درمان آن دلگرم شوم که همین‌جا از ایشان بسیار سپاسگزارم. بعد از آن، خداوند آقای پوستی را در سر راه من قرارداد.

 همه  راهنماها خوب هستند ولی شاید هیچ‌کدام به‌اندازه آقای پوستی نمی‌توانستند مرا  تحمل کنند. به خاطر مشکل معده که داشتم و باتجربه‌ها و ترک‌های قبلی همیشه سر کم کردن  OTاین ترس با من بود که دچار خونریزی شدید معده بشوم و حالم خراب شود ولی هیچ‌وقت این‌گونه نشد و من توانستم به‌خوبی با راهنمایی‌های آقای پوستی سفر اول را تمام کنم و به رهایی برسم. در سفر دوم آقای جلال امینی به من لطف داشتند و خدمت در بخش تازه واردینOT  را به بنده سپردند که این خدمت  در خوب بودن حالم نقش بسزایی دارد و برکت آن را در زندگی‌ام می‌بینم. از این بابت از ایشان بسیار سپاسگزارم. در آخر از آقای مهندس دژاکام  و خانواده ایشان و از راهنمای عزیزم آقای مهدی و راهنمای هم‌سفرم خانم سارا و تمامی عزیزانی که ما را در سفرمان یاری کردند کمال تشکر رادارم.

سخنان کمک راهنما هم‌سفر سارا: 

خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم بابت تمام رهایی‌ها و تولدهایی که در کنگره 60 اتفاق می‌افتد. همه این رهایی‌ها و تولدها را مدیون زحمات و آموزش‌های ناب بنیان کنگره هستیم. سی‌دی‌ها و آموزش‌هایی که سبک زندگی سالم در آگاهی، صلح و آرامش را به ما یاد داد.

 اصولاً تمام ما انسان‌ها تفکرمان دچار مشکل است و بیمار است که با این آموزش‌ها و اجرای آن‌ها می‌توانیم تمام خصوصیات، افکار و اندیشه‌مان را تغییر دهیم. به‌گونه‌ای که صفات منفی ما تبدیل به صفات مثبت گردد. قصد ما از این آموزش‌ها رسیدن به تفکر سالم، گفتار سالم و درنهایت عمل سالم است و ما می‌گوییم دانستن بدون عمل بی‌فایده است. با این سی‌دی‌ها خودمان و نیروهای درونی خودمان را می‌شناسیم و نیروهای منفی و بازدارنده را هم می‌شناسیم و اسیر ماده نمی‌شویم چون یاد گرفتیم نهایت کمال انسان رسیدن به‌فرمان عقل و در صراط مستقیم قرار گرفتن است.

یاد گرفتیم خواست قوی ما، تفکرات و تقدیر ما در آنچه که روزی ما می‌شود و برای ما اتفاق می‌افتد دخیل هستند. امیدوارم با یادگیری و عمل به این آموزش‌ها بتوانیم به‌سلامتی، صلح و حال خوش برسیم و آن را به دیگران انتقال دهیم.

هر رودی از هرجایی که بیرون می‌آید، همه تلاش‌ها را می‌کند و خود را به تخته‌سنگ‌ها می‌زند تا راهش را هموار کند. راه سخت است اما امکان‌پذیر است که به بحر ملحق شود. این دو عزیز هم از گذرگاه‌های سخت عبور کردند تا به این جایگاه رسیدند منتهی برای رسیدن به بحر و اقیانوس باید مانند چشمه‌های جوشان ورودهای خروشان باشیم و از حرکت باز نایستیم.

این روز زیبا را به مسافر علی‌اکبر، الهام عزیزم و دو فرزند عزیزشان، علیرضا و حدیثه جان همچنین راهنمای بزرگوار آقا مهدی تبریک عرض می‌کنم. به تمام مسئولین شعبه و در رأس به آقای مهندس و خانواده عزیزشان تبریک و خدا قوت عرض می‌کنم. بهترین‌ها را برای همگی آرزومندم و امیدوارم به‌زودی شال کمک راهنمایی را بر گردن هر دو عزیز ببینیم.

سخنان هم‌سفر الهام: 

خدایا شکر از این دریای رحمت                 تو کردی لطف و خاص و عفو رأفت

تو بردی این بلای خانمان‌سوز                 برون کردی پریشانی دیروز

تو بر من طعم هستی را چشاندی              مرا دیگربه سوی خویش خواندی

اولین سالگرد رهایی مسافر عزیزم را به ایشان و فرزندان گلم تبریک عرض می‌کنم.به راهنمای بزرگوار جناب آقای پوستی که در طی این دو سال به‌عنوان  یک برادر بزرگ‌تر در کنار مسافرم بودند تبریک می‌گویم. به خانم سارای عزیزم، راهنمای گلم تبریک می‌گویم که در طول این دو سال باراهنمایی‌های ارزنده در کنار من بودند و از هر دو عزیز کمال تشکر و سپاس رادارم. من واقعاً ناامید بودم از اینکه روزی برسد و شوهر من دیگر مصرف‌کننده مواد نباشد و بساط مصرف مواد برای همیشه از خانه من جمع بشود چون شوهر من در خانه مواد مصرف می‌کرد . من در طول این چند سال زندگی هیچ‌وقت به شوهرم نگفتم چرا؟ چرا مصرف‌کننده هستی؟ هیچ‌وقت با هیچ‌کس راجع به مشکلم حرفی نزدم و همیشه در دلم می‌ریختم و داغون می‌شدم. من فقط باخدای خودم درد دل می‌کردم و همیشه سر سجاده نماز از خدای خودم می‌خواستم که یک‌راهی جلوی پای ما بگذارد که شوهرم به خاطر مشکل معده که داشت، بتواند بدون درد زیاد و ناراحتی موادش را کنار بگذارد. تا اینکه مهر سال 94 یکی از دوستان همسرم، ایشان را به کنگره آورد. مسافرم مرا نیز بعد از یک ماه به کنگره آورد، من اصلاً با کنگره آشنایی نداشتم ولی بعد از آمدن به کنگره و شرکت در جلسات پنج‌شنبه‌ها و تولدها و دیدن رهایی‌ها، متوجه شدم که دعاهایم مستجاب شده و کنگره 60 همان راهی است که من از خدای خودم خواسته بودم. امروز که در این جایگاه قرار دارم خدا را شاکر هستم که دو سال است دیگر بوی مواد در خانه من نمی‌آید و فرزندانم شاهد مصرف مواد پدرشان نیستند.

خدا را هزار بار شاکر هستم که در این روز زیبا به من و خانواده‌ام اجازه داد تا این جایگاه را لمس کنیم و اولین سالگرد رهایی‌مان را جشن بگیریم.بسیار خوشحالم و این جایگاه را برای تک‌تک عزیزان سفر اولی آرزومندم. از آقای مهندس دژاکام منجی بزرگ درمان اعتیاد و خانم آنی عزیز و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم. از همه شما عزیزان که در جشن ما شرکت کردید کمال تشکر رادارم.

سخنان هم‌سفر علی‌رضا:

اتل‌متل گلدونه کنگره هست یک دونه

اگر که غصه‌دارید حال خوشی ندارید

بیایید و عضو بشید مثل گل ها وابشید

هر کی با ما بشینه دنیا را خوب میبینه

خوابای خوش میبینه زندگی هم همینه

راهنما مشاور میشه مرزبان مراقب می شه

تا حال تو خوب بشه همه چیزت جور بشه

اینجا همه آرومن چون قدر خدا رو میدونن

اینجا همه مثبتن بندگی رو یاد میدن

کنگره مون چه نازه هر روز اعضای تازه

حال خراب و می سازه واقعا که انسان سازه

اولین سال رهایی پدرم را تبریک میگوییم و از آقای مهندس تشکر می‌کنم،از آقای مهدی پوستی راهنمای پدرم تشکر می‌کنم، از خانم سارا راهنمای مادرم تشکر می‌کنم،اولین پنج‌شنبه‌ای که من به کنگره آمدم تولد آقای مهدی صدیقی بود، من آرزو کردم که روزی من هم بتوانم شاهد جشن تولد پدرم باشم و امروز همان روز است.

سخنان هم‌سفر حدیثه: 

هم‌سفر از بندی که آزادشده‌ای تو را سرمست نگرداند  و برای این‌که بدانی سفر  دوم  به‌مراتب هم سخت و هم سهل است. دست‌هایت را به نشان پیچش در هم به‌سوی آسمان نگه‌دار و تا آنچه دریافت ننموده‌ای از ادامه بازنه ایست و بدان هم‌سفران دران مکان لامکان تو را یاری خواهند نمود .

من هم به‌نوبه‌ی خودم این روز را به پدرم تبریک می‌گویم،  از آقا مهندس دژاکام تشکر می‌کنم. بعد از راهنمای پدرم آقای مهدی پوستی تشکرمی کنم . و همین‌طور از راهنمای مادرم خانم سارا تشکر می‌کنم. و از تمام شما عزیزانی که در جشن ما شر کت کردید بسیار سپاس‌گزارم.

ضمنا یک نفر از مسافرانی که چهارشنبه گل رهایی از دستان پر مهر و عطوفت اقای مهندس دژاکام دریافت کرده بودند ورودشان را به سفر دوم اعلام نمودند:

تا باد چنین بادا !

تایپ:هم‌سفر زهره و هم‌سفر الهام

عکاس: مسافر رضا

ارسال تصاویر : مسافر مصطفی




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی، درمان اعتیاد،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وبلاگ مهدی پوستی، کنگره 60،

تاریخ : شنبه 4 آذر 1396 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام قدرت مطلق

روز پنج‌شنبه 96/8/25 جلسه یازدهم  از دور چهاردهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی اصفهان

با نگهبانی  مسافر بهزاد، استادی مسافر مهدی و دبیری مسافر محمدرضا 

با دستور جلسه:«وادی سوم و تاثیر آن روی من »

  رأس ساعت 17 شروع به کار نمود.

 مهدی پوستی

 هر فردی در هر جایگاهی که هست عین عدالت است و خود ما  با اختیاری که به ما داده اند در بیشتر مسائل حیاتی دخیل هستیم.

اکثر مردم اتفاقاتی که در  زندگی آن ها می افتد را تقصیر خداوند میدانند و مشکلاتی را هم که با تلاش و کوشش خودشان حل میکنند را به خدا ربط می دهند و میگویند خدا به ما رحم کرد.

اگر دو نفر که باهم ازدواج می کنند و بچه آن ها به تالاسمی یا بیماری ژنتیکی دچار میشود می گویند خدا خواسته که این طور شود و حتی فردی که چند فرزند پسر دارد و دختر دار نمیشود یا چند فزرند دختر دارد و پسر دار نمیشود میگوییم این خواست خداوند بوده ،اما این مسائل هیچ ربطی به خداوند ندارد .

چند روز پیش کرمانشاه زلزله آمده و تعداد زیادی از مردم فوت کردند و  مردم زیادی زخمی شدند و خانه های آن ها خراب شده بیشتر افراد می گفتند که  تقدیر این افراد این چنین بوده و از بس گناه و فساد شده  این افراد دچار قهر خداوند شدند و این بلا ها بر سرشان نازل شده ولی هیچ یک از این مسائل ربطی به خداوند ندارد و جزو قوانین طبیعت میباشد که نتیجه اعمال و رفتارمان میباشد و هر کاری انجام دهیم به خود ما برمیگردد.

 

 مهدی پوستی

 

برای اینکه منظورم را روشن کنم اینطور بگویم که چطور در پنجاه سال پیش ۲نفر که با هم ازدواج میکردند آمار بیماریهای ژنتیکی و تالاسمی خیلی بیشتر از الان بود ولی الان به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده و در قدیم همه میگفتند خواست خدا بوده ولی الان قبل از ازدواج آزمایش میروند و اگر از نظر گروه خونی و ژنتیکی مشکل داشته باشند قبل از ازدواج مطلع میشوند.

 در چند سال پیش در بم زلزله با پنج و شش ریشتر آمد  و حدود یکصد هزار نفر کشته داد و شهر بم را با خاک یکسان کرد ولی یک ماه بعد  در شهر لس آنجلس آمریکا زلزله ای با شش و نیم ریشتر آمد و من با عمویم در آنجا تماس گرفتم و گفتم از زلزله چه خبر؟ گفتند ما فقط یک خبری از زلزله شنیده ایم ولی اتفاق خاصی نیفتاده پس تفاوت در چیست ؟ 

آیا مردم بم را نکبت گناهانشان و قهر خداوند گرفته بود یا مردم لس آنجلس آمریکا خانه هایشان را محکم ساخته بودند وقتی به عکس های زلزله چند روز پیش کرمانشاه نگاه میکنیم می بینیم که بیشتر خانه ها نابود شده ولی بعضی از آنها هیچ آسیبی ندیده است یا در ژاپن در هر ماه چند زلزله اتفاق می افتد ولی مردم آن فقط با آن تصاویر عکس میگیرند و حتی شیشه های منازلشان هم تخریب نمیشود و تفاوت در این است که اعمال و رفتار امروز ما تقدیر فردای ما را رقم میزند و تفاوت در جهل ما و دانایی ما است .

 


 

 هیچ ربطی به سرنوشت و قهر خداوند و این مسائل ندارد ، اگر ما خانه هایمان را ضد زلزله بسازیم یا قبل از ازدواج به آزمایشگاه ژنتیک برویم و یا در حین رانندگی تمام حواسمان به رانندگی باشد بنا به قوانین هستی از حدود ۹۰ درصد اتفاقات جلو گیری میکنیم .

همه ما در هر جایگاه و جایی که هستیم دقیقا عین عدالت خداوند است و در هر گونه پیشرفت یا شکستی مقصر اصلی شخص خودمان میباشیم و تفاوت در اتفاقات و حوادث و پیشرفت های ما در دانستن و ندانستن میباشد و الان علم به صورتی شده و رو به رشد هم میباشد که در صورتی که حتی کسی فرزند پسر یا دختر بخواهد امکانپذیر میباشد و بعضی مسائل هم دست خود خداوند هست و ما باید با بالا بردن داناییمان فرمان الهی را با مسائلی که برای ما اتفاق می افتد  اشتباه نگیریم .

 

 

 

نتیجه میگیریم که هر فردی در هر جایگاهی که هست عین عدالت است و خود ما  با اختیاری که به ما داده اند در بیشتر مسائل حیاتی دخیل هستیم و اگر خانه هایمان را ضد زلزله بسازیم و یا برای مشکلاتمان راه حلی پیدا کنیم خیلی از مشکلاتمان را میتوانیم  حل کنیم.

منبع : وبلاگ شعبه شیخ بهایی اصفهان




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی، درمان اعتیاد،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره 60، وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام پروردگار مهربان

روز سه شنبه 19 اردیبهشت ماه 1396 جلسه چهاردهم از دور دوازدهم کارگاه  آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی اصفهان

به استادی مسافر مسعود  و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر منصور 

با دستور جلسه: کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن 

 رأس ساعت 17 آغاز به کار  نمود.

 

 لوح مکتوب شده بر روی بهترین سنگ هرگز متلاشی نمیشود و جاوید خواهد ماند .

کتاب 60 درجه مادر منابع آموزشی کنگره 60 میباشد . روش های ترک اعتیاد زیاد میباشند و اکثر ما تجربه آنها را داریم ، آقا مهندس دژاکام نیز همینطور ولی ایشان پس از اولین ترکشان در سال 63 تصمیم میگیرند که یک روش درست و کامل را بیابند زیرا روش های متداول ترک اعتیاد هیچ کدام درمان کننده نبودند بخاطر اینکه اصلا اعتیاد را نشناخته بودند و صورت مسئله اعتیاد مشخص نبود . زیرا برای درمان هر بیماری باید اول صورت مسئله و علت آن بیماری را بدانیم تا بتوانیم آنرا درمان کنیم .

جناب مهندس دژاکام صورت مسئله بیماری اعتیاد را روشن کردند و براساس آن راه و روش درمان اعتیاد را مشخص نمودند و گفتند که این بیماری قابل درمان است به شرطی که آن را بشناسیم و یکی از جنبه های  شناخت آن اینست که سیستم های تولید کننده مواد شبه افیونی بدن از کار افتاده و ما باید آن را بازسازی کنیم و بازسازی آن هم احتیاج به زمان دارد و با دو هفته و بیست روز سم زدایی کردن ما درمان نمیشویم .

 

کتاب 60 درجه براساس هم متن و هم تصویر و هم موسیقی میباشد که البته موسیقی تصاویر دوازدهم و چهارم ساخته شده است همچنین در این کتاب از زبان تمثیل استفاده شده ، محسوساتی همچون خماری را فقط با زبان تمثیل میتوان درک کرد .

عنوان کتاب نیز به سرما اشاره دارد (عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر) چون سرما تمثیل اعتیاد است.

زمانی که ما در سرمای شدید قرار بگیریم اندام ما یخ میزند و دیگر از مغز و عقل فرمان نمیگیرد ، در اعتیاد هم به همین صورت است و وقتی دچار اعتیاد شویم جسم ما نیز به نوعی دیگر از مغز و عقل ما فرمان نمیگیرد . برای همین وقتی ما میخواهم اعتیاد را درمان کنیم درست مثل این است که میخواهیم از یک منطقه پر پیچ و خم با سرمای شصت درجه زیر صفر عبور کنیم و این تصویر این را در ذهن ما حک میکند که این یک راه سخت و نسبتا طولانی است و ما باید بسیار مواظب باشیم .

چهار تصویر درخت داریم که درخت سمبل جسم ماست و درخت پوسیده همان جسم ماست که با مصرف مواد مخدر آنرا از بین برده ایم و درختان سالم و شاداب سمبل انسان هایی است که از هرگونه آلودگی به دور بوده اند و برای رسیدن و تبدیل شدن به آن باید زمان را نیز در نظر بگیریم که حداقل ده ماه زمان نیاز است .

سه تصویر اتومبیل نیز داریم که اتومبیل نیز سمبل جسم ماست و راننده آن روان ماست و برای درمان روان نیز باید اول جسم درمان شروع شود تا با درمان جسم ، روان نیز به درمان برسد مانند همان رابطه سوار و سوارکار که با هم به خط پایان میرسند پس باید اول مرکب سالم بشود.

تصویر نبرد درون نشان میدهد که یک فرد مصرف کننده درون خود را آشفته کرده و ما با ورود به کنگره و در طی سفر درمان همیشه یک نبردی درون ما هست و ما با  استفاده از منابع آموزشی و جلسات کنگره، لژیون و سی دی ها میتوانیم در این نبرد پیروز شویم .

تصویر روی جلد کتاب شصت درجه نمادی از قدرت خداوند است ، یک کویر برهوت در کنار یک رودخانه و دریا و این چنین چیزی در طبیعت وجود ندارد و این نشانه قدرت خدا و نشان دهنده درون ماست ، ما درونمان بهشت و جهنم کنار هم اند ، ارزش ها و ضد ارزش ها در کنار هم هستند و هر آن امکان دارد که از روشنایی ها وارد تاریکی شویم یا از تاریکی وارد روشنایی  شویم چون صفت گذشته در انسان صادق نیست و ما جاری هستیم . ما باید همیشه صعود کنیم به سمت الله ، بالای سمت راست تصویر کلمه الله است و این همان نشانه صعود ماست.

تصویر پشت جلد یک عقاب را میبینیم و این عقاب نشانه قدرت ماست و ما باید مانند عقاب ایستاده و مسلط بر امور زندگی مان باشیم.

 




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60،
برچسب ها: وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396 | 12:54 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
هفته راهنما بر همه راهنمایان کنگره 60 مبارک و فرخنده باد .




طبقه بندی: درمان اعتیاد، جهانبینی، دستور جلسات کنگره 60،
برچسب ها: وبلاگ مهدی پوستی، درمان اعتیاد،

تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
به نام قدرت مطلق الله

 جلسه هفتم از دور سوم لژیون ویلیام وایت

شعبه پارک شهدای شهرداری اصفهان در تاریخ 95/12/20

با استادی مسافرمهدی و نگهبانی مسافرمصطفی و دبیری مسافر رحیم

با دستور جلسه اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود

راس ساعت 10صبح آغاز به کار کرد.


با تشکر از نگهبان محترم خیلی خوشحالم امروز در این روز قشنگ و در هوای بسیار عالی در خدمت شما عزیزان هستم. یکی از دستور جلسات مهم و مؤثر کنگره60 اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود است. چون اولین سؤالی که آقای مهندس یا آقای امین از شخصی که رها میشود، می پرسند وضعیت خواب شب است به گفته آقای امین شخصی که خوابش در اواخر سفر درست نباشد هنوز به درمان کامل نرسیده است، پس در هر صورت این دستور جلسه را باید جدی بگیریم چون تا خوابمان درست نشود اعتیادمان را هم نمی توانیم درمان کنیم



. 72ساعت اگر انسان نخوابد از سموم بدن ممکن است به کما برود و حتی بمیرد، نکته مهم جهت خواب باید شرقی ،غربی باشد چون شمال به جنوب خوابیدن شخص دچار اختلال می شود، پس خواب شب واقعأ نیاز، نیاز برای همه قبلأ نمی دانستیم خواب شب چه فوایدی دارد ولی در حال حاضربا آموزش هایی که در کنگره می گیریم، می دانیم شبها حداقل ساعت 11خواب باشیم و این را بدانیم دوره، دوره ورزش است دوره سلامتی است، دوره احترام به کائنات بر قلب است.




نویسنده: مسافر رحیم
عکاس: مسافر مجتبی 
وبلاگ ورزش اصفهان



طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، رهایی لژیون ویلیام وایت مهدی پوستی،
برچسب ها: وبلاگ مهدی پوستی،

تاریخ : شنبه 28 اسفند 1395 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

به نام نامی عشق

جهانبینی و فرق نگاه مسافر با معتاد  

نوشته مسافر علی اکبر از لژیون مسافر مهدی پوستی

در جامعه ما تعابیر نادرستی از واژه اعتیاد و معتاد می شود . هر شخصی ممکن است به هر کاری عادت داشته باشد اما اعتیاد به مواد مخدر بیش از آنکه عادت باشد یک بیماری است. تمام لغاتی که در کنگره وجود دارد معنی و ریشه آن روی خود لغت است ،اعتیاد از عود یعنی برگشت می آید.

در مورد درمان اعتیاد ، گروهی معتقد هستند که بیشترین بار اصلی اعتیاد ، فقط در قسمت جسم است و گروهی هم اهمیت مسئله را در قسمت روان می دانند و عده ای هم هر دو را مهم می دانند . در کنگره 60 برای اولین بار با حل شدن صورت مسئله اعتیاد توسط بنیان کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام ،حلقه مفقود شده اعتیاد که همان جهان بینی است مشخص شد و مثلث درمان اعتیاد با سه ضلع جسم ، روان و جهان بینی مطرح شد . به فردی که برای درمان اعتیاد به کنگره می آید مسافر می گویند که در طول یازده ماه طبق متد DST سفری را آغاز می کند از ظلمت به نور ،از نفرت به طرف عشق ،از بهم ریختگی تا رسیدن به تعادل و..... ، سفری برای شناخت خودش ، تا از جهان اعتیاد سالم بیرون بیاید و به نور برسد.


مسافر کسی است که حرکت می کند و هدف دارد ،هدف رسیدن به تعالی ،تعادل ،صلح و آرامش است . وقتی به چیزی بها می دهیم قدرت می گیرد ،در مسائل منفی هم همین طور است ،اگر از آنها اسم ببریم قوی تر خواهند شد . اگر تمرکز کنید که معتادید ،روز به روز معتادتر خواهید شد برای همین است که واژه معتاد را از کنگره برداشته و به جای آن واژه مسافر گذاشته اند.

کنگره سعی می کند روی نقاط مثبت انسان ها تمرکز کند ،نفس تنها در انسانها است که اگر اصلاح نشود تعالی را به عقب می راند . انسانی که به مرحله دانایی برسد دیگر عقب گرد نمی کند و تمام کار کنگره این است که ،نفس را به تعالی برساند . برای جلوگیری از نفس مخرب ، باید با آموزش صحیح ، کلام خداوند یعنی اجرای فرامین خداوند را در میان انسانها جاری کرد .

هر قدر جسم در وضعیت تعادل بیشتری قرار داشته باشد ،دریافت از جهان هستی صحیح تر و کامل تر خواهد بود و به دنبال آن روان نیز از تعادل و کارکرد بهتری برخوردار می شود در نتیجه تجربیات  مؤثرتری کسب خواهد شد و آموزش در سطوح پیشرفته تری دریافت شده و به دنبال همه اینها جهان بینی فرد در مرحله ای قابل قبول به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

مسافر می داند آموزش های ناب کنگره 60 راهی است که او را به انوار الهی می رساند پس باید با عزم راسخ او اراده آهنین مسیر را هموار کند . به کسی که به طور ناگهانی مواد را قطع کرده باشد می گویند :اگر می خواهی مواد مصرف نکنی باید دوستانت را عوض کنی ،خانه ای که در آن مصرف می کردی را عوض کنی ،با این وجود شاید ده سال هم مصرف نکند ولی ده سال را خمار است و زجر می کشد .

مسافر در صراط مستقیم حرکت می کند ، به خودش متکی است و همه را دوست دارد ،به طبیعت احترام می گذارد و با انجام عمل سالم خدمت می کند و به مخلوقین خداوند عشق بلا عوض دارد. حال معتاد می گوید چون من ترک کرده ام همه باید در خدمت من باشند و از من حمایت کنند و گرنه دوباره مصرف می کنم . مسافر مشکلات را رحمت خدا وند می داند و بدی های دیگران حال او را خراب نمی کند بلکه به درون خود می رود تا تاریکی های درون خود را ببیند و گره های خود را باز کند تا به کسانی که به او پیوند محبت دارند ، خدمت کند . معتاد مشکلات را لعنت خدا می داند و همیشه طلبکار است و دیگران را مسئول خرابکاریهای خودش می داند.

انسان به واسطه داشتن روح و تفکر ، در هر شرایطی می تواند خود را تغییر دهد و  تا زمانی که تفکر می کند زندگی می کند . تفکری تغییر دهنده به سوی کمال و رشد و آنانی که نمی خواهند تغییر کنند ،هنوز در نیافته اند که انسان هستند . وقتی کسی می گوید : من معتادم و این اعتیاد حل شدنی نیست و یک بیماری پیش رونده و مرموز است و تا آینده خواهد بود  ، این بزرگ ترین سلاح است که نیروهای انسانی را به قهقرا ببرد و نیازی به توپ و تانک و اسلحه ندارد و خودشان را با افکار خودشان به طرف نابودی می کشاند و این ،انسان را از کار می اندازد .

با تشکر، مسافر علی اکبر




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،

تاریخ : چهارشنبه 4 اسفند 1395 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

در باب دستور جلسه هفتگی : جهانبینی و فرق نگاه مسافر و معتاد

نوشته مسافر مسعود از لژیون مسافر مهدی پوستی

علم پیچیده نیست ، هر چیز کلیدی دارد . همانگونه که میدانیم با مشخص شدن صورت مسئله اعتیاد و شناخت این بیماری ، بر اساس تجزیه و تحلیل ها و بینش علمی و اصولی کنگره 60 ، سرانجام برای اولین بار در دنیا گره های کور این بیماری توسط آقای مهندس دژاکام مشخص شد و با باز شدن این گره های کور، گشایشی عظیم اتفاق افتاد که علاوه بر داخل با استقبال خارجی هم مواجه شد و هم اکنون مورد قبول و استفاده مراکز علمی و تحقیقاتی کشورهای دیگر هم قرار گرفته است.

بر این اساس کنگره 60 اعتقاد دارد ، برای درمان اعتیاد باید سه پارامتر ، جسم ، روان و جهانبینی را در قالب مثلث درمان مد نظر قرار داد .



برای درمان و به تعادل رسیدن جسم ( در واقع ترمیم و راه اندازی سیستم های تولید کننده مخدرهای طبیعی ) با برنامه ریزی صحیح و طی زمان حداقل 10 یا 11 ماه و با استفاده از روش DST  و داروی OT  میتوان به 90 درصد تعادل رسید ( 10 در صد بقیه در طول زمان حل میشود ) . با به تعادل رسیدن جسم ، روان یا همان خلق و خو نیز به تعادل میرسد .

اما نکته اساسی در درمان اعتیاد ، مسئله جهانبینی است که بر اساس تعریف استاد جهانبینی کنگره 60 (آقای امین دژاکام ) عبارت است از آنچه ما نسبت به كل هستی (جهان‌ درون ‌و جهان‌ بیرون) برداشت ، ادراک،  دریافت و احساس می‌ نماییم .

به عبارتی اینکه ما چگونه به درون ( یا خویشتن خویش ) و به بیرون ( یا جهان هستی ) نگاه میکنیم و چه برداشتی از آنها داریم اهمیت ویژه ای در درمان اعتیاد دارد.

اما این موضوع چه ارتباطی به درمان فرد مبتلا به بیماری اعتیاد دارد ؟ باید گفت ، جهانبینی فرد مصرف کننده مواد به مرور زمان به یک جهانبینی افیونی تبدیل میشود ، یعنی نگرش او به کل هستی و نیز به خود و زندگی خود تماما از دریچه مصرف مواد بوده و لذا از تعادل خارج شده است و ساختار ذهنی منفی و بازدارنده حاکم بر او باعث شده ترس ، منیت ، ناامیدی ، تنفر ، کینه و غیره، دنیای او را احاطه کند .

زمانیکه مصرف میکند همه چیز را خوب و زیبا میبیند ، همه اصوات برایش دلنشین است و غیره و زمانیکه به خماری دچار شد ، همه چیز بد و زشت میشود . اینجاست که کنگره میگوید : اگر مشکل جهانبینی حل نشود، حتی با برطرف شدن کلیه مشکلات جسم و روان ، شخص دوباره به اعتیاد روی می آورد .

 آقای مهندس دژاکام در مقاله سم نزدایی در اصل دوازدهم به صراحت عنوان میکنند ، اشخاصی که پس از درمان جسم به اعتیاد برگشت مینمایند در اثر عدم تعادل در جهانبینی آنهاست چون رسیدن به تعادل فوق درمان است .

لازم است تاکید نمایم که سه مؤلفه درمان اعتیاد ، هر سه به اندازه هم مهم و سه ضلع یک مثلث هستند و بایستی هم زمان و به موازات هم در طول سفر به تعادل برسند و لذا در کنار روش DST  ، فرد مسافر از روز اول موظف است با شرکت در جلسات لژیون و جلسات عمومی کنگره به آموزش جهانبینی بپردازد .

ماحصل این آموزشها ، شناخت صور پنهان انسان ، کسب دانایی ، طی مراحل آن و رسیدن به دانایی موثر و نهایتا تبدیل شدن به انسانی متعالی و متعادل که در چرخه فرامین حق حرکت میکند و مطمئنا چنین انسانی ، آرامش و آسایش و حال خوش را برای همیشه تجربه خواهد نمود .


فرق نگاه مسافر و معتاد


و اما فرق نگاه مسافر با معتاد :

قبل از ورود به بحث اصلی لازم میدانم به این نکته اشاره کنم که هر اسم یا هر لغتی دارای بار و انرژی مثبت یا منفی خاص خود میباشد . یکی از مشکلاتی که در ارتباط با اعتیاد و بیماران این حوزه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد دیدگاه غلط اجتماعی و منفی در ارتباط با شخص و کلمه معتاد است . در همین راستا رفتارها و برخوردهای اجتماع هم با آنها همراه با همین دیدگاه تحقیر آمیز و منفی است . در صورتیکه شخص معتاد لزوما انگل اجتماع ، دزد ، کثیف و کارتن خواب که تماما در وادی خلاف سیر میکند نیست بلکه به قول آقای مهندس ، هر کس میتواند معتاد و مصرف کننده باشد ، یک متخصص ، یک پزشک ، یک کارگر ، یک صنعتگر و غیره .

از حرکتها و اقدام های زیبا و پر معنای کنگره 60 در شکستن قسمتی از این باورهای غلط ، حذف کلمه معتاد از تمامی متون کنگره 60 و استفاده از واژه مسافر برای مصرف کنندگانی است که خواهان درمان اعتیاد خود میباشند .

کلمه زیبای مسافر دارای بار معنایی بسیاری است که مفاهیم زیبایی در پشت آن نهفته است . اصولا وقتی اسم سفر و مسافر می آید ، مبدا ، مقصد و هدف از سفر در ذهن ما متبادر میشود . مسافر در این طی طریق باید تفکر و تلاش کند در صراط مستقیم حرکت کند . تفکر و تمرکز بر روی مقصد ، قلب او را نورانی و او را از افکار و حسهای منفی و مخرب در طول سفر دور میکند و اینها به اضافه کسب دانایی و آگاهی ، چراغ هدایتی برای مسافر میشود .

اینگونه است که مسافران کنگره 60 سفری را آغاز میکنند از ظلمت به نور ، از جهل به دانایی و چون پایان سفر دیگران را دیده اند مثل جرقه ای در ذهن آنها ثبت میشود و یقین پیدا میکنند که جرقه ای که زده شده ، آنها را به سمت منبع نور هدایت میکند . هدف از سفر آنها رسیدن به درمان ، به تعادل ، به رهایی ، به حقیقت و رسیدن به سرچشمه عشق و محبت است . سفری از وادی تفکر و دانایی به وادی عشق و محبت .

و اینگونه است که یک مسافر که اعتیاد خود را نتیجه جهل و نادانی خود میداند به درمان و بالاتر از آن به تعادل میرسد ، وسوسه ندارد ، مشکلات جسمی و بیخوابی او برطرف شده و ورزش میکند تا سلامت جسم خود را حفظ کند ، در راه مستقیم حرکت میکند ، افکار منفی از او دور شده ، به دیگران خدمت و محبت میکند و خود نیز از محبت دیگران برخوردار میشود .

ولی کلمه معتاد ، با توجه به بار معنایی منفی که دارد ، در خود شخص هم تاثیرات منفی خود را بجا میگذارد و در نتیجه معتاد یا فردی که خود را معتاد معرفی میکند همه را در اعتیاد خود مقصر میداند ، به درمان اعتیاد اعتقادی ندارد ، وسوسه دارد ،دچار مشکلات جسمی و بیخوابی است . از دید او همه بد هستند ، پر از استرس ، انتظارات و توقعات نابجا از همگان و جامعه است و اگر انتظارات و توقعات او برآورده نشود دوباره به اعتیاد خود باز میگردد و مسئولیت آن را به گردن دیگران میگذارد .

به امید روزیکه آموزشهای کنگره در مقوله اعتیاد و بخصوص فرهنگ آن ، زمینه رشد فکری و افزایش دانش و آگاهی های لازم در این مورد را برای جامعه فراهم کند .

با تشکر مسافر مسعود رهجوی لژیون مسافر مهدی پوستی

  




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60،

تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

جلسه  چهارم از دور دوازدهم کارگاه‌ های آموزشی خصوصی مسافران

کنگره60  نمایندگی شیخ بهایی

به استادی مسافر سعید  و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر  یوسف

با دستور جلسه: " وادی ششم  و تاثیر آن روی من

روز سه شنبه 12 بهمن ماه 1395 رأس ساعت 17  آغاز به کار نمود.

  

فرمان عقل یعنی، شو، شود؛ یعنی کاری که به خودمان می‌گوییم و به قولی که به خودمان می‌دهیم، پایبند هستیم و انجام می‌دهیم .

با تشکر از نگهبان جلسه که استادی و مسئولیت جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم همانطور که دبیر محترم فرمودند دستور جلسه امروز وادی ششم و تاثیر آن روی من است. 

ما قبلا یک صحبت هایی در مورد عقل شنیده بودیم ولی نمی دانستیم خواسته هایی که اجرایی می کنیم فرمان عقل است یا نفس بعد از اینکه وارد کنگره شدیم متوجه شدیم تفکر چیست و به وادی ششم که حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنیم فهمیدیم که جایگاه عقل چیست . 


در این وادی ما یاد می‌گیریم که صدا و ندای درونی عقل را بشنویم و توجه کنیم.  به دستورات او عمل کنیم و به او به چشم یک فرمانروای عادل و صالح نگاه کنیم. با درمان اعتیاد خود و پشت سر گذاشتن آموزش‌ها و رسیدن به دانایی، قوه تعقل خود را افزایش دهیم و در فرایند تزکیه، خواسته‌های نامعقول را با گذشت زمان حذف کنیم و به‌ فرمان عقل نزدیک شویم. 

عقل عین عدالت است اگر حکم عقل را اجرا نکنیم به بیراهه می رویم، حکم عقل در کنگره این است که خوب سفر کنیم و تمام حرمت ها و قوانین را اجرا کنیم، عقل انسان هیچ موقع بدی جسم و روان ما را نمی خواهد و همیشه باید مواظب نیروهای شیطانی باشیم و اگر به صدای نفسمان گوش دهیم به رهایی و درمان نمی رسیم

  

فرمان عقل یعنی، شو، شود؛ یعنی کاری که به خودمان می‌گوییم و به قولی که به خودمان می‌دهیم، پایبند هستیم و انجام می‌دهیم و در موعد مقرر به خواسته‌های خود می‌رسیم. این‌ها نشانه‌های نزدیک شدن به‌ فرمان عقل است.  وادی ششم و پرداختن به آن، کار ساده‌ای نیست. به شما عزیزان توصیه می‌کنیم، برای درک کامل موضوع، به رفرنس‌های وادی ششم، شامل کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، متن کامل وادی ششم، جزوه جهان‌بینی کاربردی ،  نوشته امین دژاکام و مدل قلعه عقل که مثال بسیار زیبایی در همان جزوه است و همینطور سی‌دی‌های مربوط به وادی ششم را تهیه، مطالعه و گوش فرا دهید

 

 




طبقه بندی: جهانبینی، دستور جلسات کنگره 60،
برچسب ها: کنگره 60،

تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1395 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات