تبلیغات
لژیون مسافر مهدی پوستی - خواست درونی ، تعادل(ادامه)

کارگاه جهان بینی کنگره 60 با استادی و نگهبانی آقای امین

 با دستورجلسه خواست درونی ، تعادل(ادامه)

                                                          

صحبتی که مطرح شد در مورد خواست درونی بود که این موضوع را مطرح میکرد که چون هر انسان یا هر موجودی در هستی ویژگی که داره تکرار ناپذیر بودنه بنا براین مثالی هم که مطرح شد این بود که فرشی را در نظر بگیریم که هر کدام از اجزا یکی از گره های این فرش هستند و وجود تک تک این گره ها لازمه تا در مجموع اون نقش را بوجود بیاورند. برای هر حلقه از آفرینش میتوان گفت که این فرش وجود دارد و مثال دیگری که گفته شد این بود که هیچ کدام از دانه های برف شبیه یکدیگر نیستند و این مسئله نکته ای را به ما میگوید که دو تا چیز که شبیه یکدیگر نیستند ، باید یک ویژگی خاص داشته باشند که تحت عنوان خواست درونی مطرح شد. نکته ای که مهمه اینه که اگر چیزی بودنش اضافه باشه در حلقه آفرینش یا کارش تمام شده باشه از اونجا ترخیص میشه و به جای دیگری منتقل میشود ولی در جای دیگر باز هم وجود دارد منتها تا زمانی که در جای خودش هست مثل اون وجود نخواهد داشت .

انسان اگر از مسیر خود و یا خواسته خود فاصله بگیره، اگر تمام امکانات هم در اختیار این انسان قرار بگیره آن انسان حرکتی نخواهد داشت. برای خواسته درونی نمیتوان سطحی در نظر گرفت، باید سطوح را در نظر بگیریم. زیرا هر موجودی تا زمانی که در حلقه آفرینش وجود دارد باید تغییرات و رشد و تکامل خود را داشته باشد و در آن مسیر تکامل ها بین سطوح اتفاق می افتد.

اگر انسانی از مسیر اصلی زندگی فاصله بگیرد و شروع به انجام اعمالی بر خلاف خواسته های درونی خود بکند، مقدار زیادی انرژی مصرف میکنه ولی چیزی دریافت نمیکنه و به حالت سرگشتگی میرسه.

در سوره حمد در نماز ما میخوانیم ما را به راه راست هدایت گردان، راه کسانی که به آنها نعمت دادی، نه راه کسانی که گمراه هستند. اگر حرکت ما در جهت تکامل ما باشد و رشد کنیم ، این همون مسیر در جهت خواسته درونی یا صراط مستقیم هست. در واقع صراط مستقیم همون مسیر در جهت تکامل انسان هست. اگر حرکت انسان در صراط مستقیم نباشد ممکنه تلاش بکنه ولی برداشتی نداره، مثالش آدمای گمراه هستند که تلاش میکنند اما هیچ پیشرفتی نمیکنند چون در جهت تکامل قرار ندارند. کسانی هم که به طرف سطوح پائین تر حرکت میکنند کسانی هستند که عذاب برایشان مقرر گردیده.

خواست درونی هر انسان شامل دو بخش میباشد.

 1 : رسیدن به تعادل

 2 : رسیدن به تعالی

یعنی اول انسان باید به تعادل برسه و بعد از مرحله اول تعالی هست برای مثال یه بچه اول باید یاد بگیره راه بره تا بعد دویدن را یاد بگیرد .

در کنگره عدالت را اینطور تعریف میکنیم که هر چیزی جای خود باشد. بعضی وقتها بعضی از انسانها به این باور میرسند که شاید دنیا جای عادلانه ای نباشد. اگر انسان این دیدگاه را داشته باشد که عدالتی وجود ندارد، این انسان لاجرم شروع به ایجاد عدالت و یا طغیان میکند و دانستن این موضوع مهم است که جهان جای عادلانه ای است، همه چیز عین عدالت است. در هستی یکسری قوانین در حال کار وجود دارند مانند جاذبه یا نقطه انجماد و یا مقاومت هوا، مفهوم عدالت این است که فرقی ندارد شما چه کسی هستی، قوانین هستی در مورد تمام مخلوقات یکسان عمل میکنند، مفهوم عدالت همین است. اگر غیر از این بود میتوانستیم در مورد عدالت شک کنیم اما تفاوت ها از اینجا ظاهر میشوند که قوانینی در هستی وجود دارند و یکسری قوانین در اجزا وجود دارند یعنی بعضی از قوانین را هم ما به وجود می آوریم. اگر انسانی نقطه تحمل خود را در برابر سرما بالا برده باشد به این معنی نیست که سرما در مورد او تبعیض قائل میشود به این معناست که شخص توانسته نیروی مکملی به وجود بیاورد که اثر سرما را کم کند. به همین خاطر است که جایگاه ها متفاوت میشوند.

در فیزیک سه تعریف برای تعادل وجود دارد ، 1 : تعادل پایدار 2 : تعادل نا پایدار 3 : تعادل بی تفاوت. یک جسم در هستی میتواند یکی از این سه حالت را داشته باشد.

تعادل پایدار به حالتی گفته میشود که اگر شخصی یا جسمی را تحت فشار یا آزمون قرار دهیم و در او آشوب به وجود بیاوریم آن شخص یا جسم دوباره به حالت اول باز میگردد.

تعادل ناپایدار به حالتی میگویم که اگر تکانه ای به شخص یا جسمی وارد کنیم آن شخص یا جسم از حالت خود خارج شده و دیگر به حالت اولیه باز نمی گردد. یعنی به اصطلاح از جایگاه خود سقوط کند.

تعادل بی تفاوت هم به وضعیتی گفته میشود که برای آن شخص یا جسم فرقی نمیکند که ضربه ای به آن وارد کنید و قبل از ضربه و بعد از ضربه تفاوتی درش ظاهر نمیشود.

انسانها در مسیر تکامل خود میتوانند یکی از این سه وضعیت را داشته باشند، اگر در صراط مستقیم باشند یعنی از سطح پائین به سطح بالا در حرکت باشند اگر دچار ضربه ای شوند دچار آشوب میشوند اما به حالت اولیه و تعادل خود باز میگردند.

 انسانهایی که جایگاه ناپایدار دارند اگر دچار تکانه ای شوند چون جایگاه سستی دارند دچار لطمه میشوند و نمیتوانند بازگردند چون نیروی مکمل در آنها بوجود نیامده است که در درمان اعتیاد نیروی مکمل سیستم ایکس است.

اگر این سه مورد را بررسی کنیم میبینیم انسانهایی که در صراط مستقیم قرار دارند همیشه دارای احساس آرامش هستند یعنی تلاش و حرکت ما در صراط مستقیم باعث میشود احساس انرژی و آرامش و رضایت کنیم.

 در خلاصه خواسته درونی هر موجودی همان صراط مستقیم هست که نیروی مافوق انسان را در آن راستا قرار میدهد که بیشترین تکامل را دارا میباشد. اگر انسان وضعیت خود را بدون تعارف بررسی کند و ببیند در کدام یک از این وضعیتها قرار دارد باعث میشود وقتی من کاری را انجام میدهم با این که وظیفه ام را درست انجام میدهم ولی در من انرژی و توان لازم به وجود نمی آید بایستی به آن کار شک کنم شاید آن کار در جهت خواسته درونی من نباشد، یا ممکن است کار را اشتباه انجام دهم و یا در جهت خواسته من نباشد. ما وقت و توان نداریم تمام راه ها را امتحان کنیم ولی میتوانیم راه های اضافه و بی مورد را حذف کنیم و اگر این کار را انجام دهیم به عقیده من انسان به خود نزدیک تر میشود و این کار را نمیتوان انجام داد مگر آنکه انسان از خواسته های نا معقول خود چشم پوشی کند.

 

منبع: کنگره 60

 

 




طبقه بندی: درمان اعتیاد، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 11:41 ق.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.