تبلیغات
لژیون مسافر مهدی پوستی - در باب دستور جلسه هفتگی : جهانبینی و فرق نگاه مسافر و معتاد

در باب دستور جلسه هفتگی : جهانبینی و فرق نگاه مسافر و معتاد

نوشته مسافر مسعود از لژیون مسافر مهدی پوستی

علم پیچیده نیست ، هر چیز کلیدی دارد . همانگونه که میدانیم با مشخص شدن صورت مسئله اعتیاد و شناخت این بیماری ، بر اساس تجزیه و تحلیل ها و بینش علمی و اصولی کنگره 60 ، سرانجام برای اولین بار در دنیا گره های کور این بیماری توسط آقای مهندس دژاکام مشخص شد و با باز شدن این گره های کور، گشایشی عظیم اتفاق افتاد که علاوه بر داخل با استقبال خارجی هم مواجه شد و هم اکنون مورد قبول و استفاده مراکز علمی و تحقیقاتی کشورهای دیگر هم قرار گرفته است.

بر این اساس کنگره 60 اعتقاد دارد ، برای درمان اعتیاد باید سه پارامتر ، جسم ، روان و جهانبینی را در قالب مثلث درمان مد نظر قرار داد .



برای درمان و به تعادل رسیدن جسم ( در واقع ترمیم و راه اندازی سیستم های تولید کننده مخدرهای طبیعی ) با برنامه ریزی صحیح و طی زمان حداقل 10 یا 11 ماه و با استفاده از روش DST  و داروی OT  میتوان به 90 درصد تعادل رسید ( 10 در صد بقیه در طول زمان حل میشود ) . با به تعادل رسیدن جسم ، روان یا همان خلق و خو نیز به تعادل میرسد .

اما نکته اساسی در درمان اعتیاد ، مسئله جهانبینی است که بر اساس تعریف استاد جهانبینی کنگره 60 (آقای امین دژاکام ) عبارت است از آنچه ما نسبت به كل هستی (جهان‌ درون ‌و جهان‌ بیرون) برداشت ، ادراک،  دریافت و احساس می‌ نماییم .

به عبارتی اینکه ما چگونه به درون ( یا خویشتن خویش ) و به بیرون ( یا جهان هستی ) نگاه میکنیم و چه برداشتی از آنها داریم اهمیت ویژه ای در درمان اعتیاد دارد.

اما این موضوع چه ارتباطی به درمان فرد مبتلا به بیماری اعتیاد دارد ؟ باید گفت ، جهانبینی فرد مصرف کننده مواد به مرور زمان به یک جهانبینی افیونی تبدیل میشود ، یعنی نگرش او به کل هستی و نیز به خود و زندگی خود تماما از دریچه مصرف مواد بوده و لذا از تعادل خارج شده است و ساختار ذهنی منفی و بازدارنده حاکم بر او باعث شده ترس ، منیت ، ناامیدی ، تنفر ، کینه و غیره، دنیای او را احاطه کند .

زمانیکه مصرف میکند همه چیز را خوب و زیبا میبیند ، همه اصوات برایش دلنشین است و غیره و زمانیکه به خماری دچار شد ، همه چیز بد و زشت میشود . اینجاست که کنگره میگوید : اگر مشکل جهانبینی حل نشود، حتی با برطرف شدن کلیه مشکلات جسم و روان ، شخص دوباره به اعتیاد روی می آورد .

 آقای مهندس دژاکام در مقاله سم نزدایی در اصل دوازدهم به صراحت عنوان میکنند ، اشخاصی که پس از درمان جسم به اعتیاد برگشت مینمایند در اثر عدم تعادل در جهانبینی آنهاست چون رسیدن به تعادل فوق درمان است .

لازم است تاکید نمایم که سه مؤلفه درمان اعتیاد ، هر سه به اندازه هم مهم و سه ضلع یک مثلث هستند و بایستی هم زمان و به موازات هم در طول سفر به تعادل برسند و لذا در کنار روش DST  ، فرد مسافر از روز اول موظف است با شرکت در جلسات لژیون و جلسات عمومی کنگره به آموزش جهانبینی بپردازد .

ماحصل این آموزشها ، شناخت صور پنهان انسان ، کسب دانایی ، طی مراحل آن و رسیدن به دانایی موثر و نهایتا تبدیل شدن به انسانی متعالی و متعادل که در چرخه فرامین حق حرکت میکند و مطمئنا چنین انسانی ، آرامش و آسایش و حال خوش را برای همیشه تجربه خواهد نمود .


فرق نگاه مسافر و معتاد


و اما فرق نگاه مسافر با معتاد :

قبل از ورود به بحث اصلی لازم میدانم به این نکته اشاره کنم که هر اسم یا هر لغتی دارای بار و انرژی مثبت یا منفی خاص خود میباشد . یکی از مشکلاتی که در ارتباط با اعتیاد و بیماران این حوزه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد دیدگاه غلط اجتماعی و منفی در ارتباط با شخص و کلمه معتاد است . در همین راستا رفتارها و برخوردهای اجتماع هم با آنها همراه با همین دیدگاه تحقیر آمیز و منفی است . در صورتیکه شخص معتاد لزوما انگل اجتماع ، دزد ، کثیف و کارتن خواب که تماما در وادی خلاف سیر میکند نیست بلکه به قول آقای مهندس ، هر کس میتواند معتاد و مصرف کننده باشد ، یک متخصص ، یک پزشک ، یک کارگر ، یک صنعتگر و غیره .

از حرکتها و اقدام های زیبا و پر معنای کنگره 60 در شکستن قسمتی از این باورهای غلط ، حذف کلمه معتاد از تمامی متون کنگره 60 و استفاده از واژه مسافر برای مصرف کنندگانی است که خواهان درمان اعتیاد خود میباشند .

کلمه زیبای مسافر دارای بار معنایی بسیاری است که مفاهیم زیبایی در پشت آن نهفته است . اصولا وقتی اسم سفر و مسافر می آید ، مبدا ، مقصد و هدف از سفر در ذهن ما متبادر میشود . مسافر در این طی طریق باید تفکر و تلاش کند در صراط مستقیم حرکت کند . تفکر و تمرکز بر روی مقصد ، قلب او را نورانی و او را از افکار و حسهای منفی و مخرب در طول سفر دور میکند و اینها به اضافه کسب دانایی و آگاهی ، چراغ هدایتی برای مسافر میشود .

اینگونه است که مسافران کنگره 60 سفری را آغاز میکنند از ظلمت به نور ، از جهل به دانایی و چون پایان سفر دیگران را دیده اند مثل جرقه ای در ذهن آنها ثبت میشود و یقین پیدا میکنند که جرقه ای که زده شده ، آنها را به سمت منبع نور هدایت میکند . هدف از سفر آنها رسیدن به درمان ، به تعادل ، به رهایی ، به حقیقت و رسیدن به سرچشمه عشق و محبت است . سفری از وادی تفکر و دانایی به وادی عشق و محبت .

و اینگونه است که یک مسافر که اعتیاد خود را نتیجه جهل و نادانی خود میداند به درمان و بالاتر از آن به تعادل میرسد ، وسوسه ندارد ، مشکلات جسمی و بیخوابی او برطرف شده و ورزش میکند تا سلامت جسم خود را حفظ کند ، در راه مستقیم حرکت میکند ، افکار منفی از او دور شده ، به دیگران خدمت و محبت میکند و خود نیز از محبت دیگران برخوردار میشود .

ولی کلمه معتاد ، با توجه به بار معنایی منفی که دارد ، در خود شخص هم تاثیرات منفی خود را بجا میگذارد و در نتیجه معتاد یا فردی که خود را معتاد معرفی میکند همه را در اعتیاد خود مقصر میداند ، به درمان اعتیاد اعتقادی ندارد ، وسوسه دارد ،دچار مشکلات جسمی و بیخوابی است . از دید او همه بد هستند ، پر از استرس ، انتظارات و توقعات نابجا از همگان و جامعه است و اگر انتظارات و توقعات او برآورده نشود دوباره به اعتیاد خود باز میگردد و مسئولیت آن را به گردن دیگران میگذارد .

به امید روزیکه آموزشهای کنگره در مقوله اعتیاد و بخصوص فرهنگ آن ، زمینه رشد فکری و افزایش دانش و آگاهی های لازم در این مورد را برای جامعه فراهم کند .

با تشکر مسافر مسعود رهجوی لژیون مسافر مهدی پوستی

  




طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60،

تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.