تبلیغات
لژیون مسافر مهدی پوستی - خلاصه سی دی جرقه از مهندس دژاکام

خلاصه سی دی جرقه از مهندس دژاکام

گزارش کنفرانس و برداشت از سی دی جرقه توسط مسافر مسعود

در روز یکشنبه 31 مرداد ماه 95

 

مسئله ای که در ابتدا مطرح میشود ،آرزوی توفیق از طرف استاد میباشد و این نکته بسیار خوب و مفیدی است یعنی اینکه هر انسانی برای انسان دیگر آرزوی توفیق داشته باشد و خوبی انسانها را بخواهد .

استاد سپس به این نکته اشاره مینماید که شما در دو جهت مشغول به کار شده اید ، یکی مربوط به امور زندگی روزانه و دیگری مربوط به مواد مخدر و تحقیقات و یا رسیدن به نقطه مربوط به درمان اعتیاد است و در مورد اخیر ، افرادی که خواست درونشان قوی باشد ، توسط متد DST  و داروی OT  و با آموزشها و امکاناتی که در کنگره 60 وجود دارد ، میتوانند این کار را به راحتی انجام دهند و به سهولت به درمان برسند . چون در حال حاضر مسیر نشانه گذاری شده است .

انسان همیشه بر سر دو راهی قرار دارد ، یکی راه های درونی ، که صرفا مربوط به خود شخص میشود و دیگری راه های بیرونی ، یعنی راه هایی که با بیرون و جامعه سروکار دارد.

انسانی که در حال ادامه حیات است باید در مورد سه موضوع مرتبا کار کند و اگر بتواند این سه موضوع را با هم بالانس نماید ، انسانی خواهد شد که به صلح و آرامش میرسد . در واقع اینجا هم مثل خیلی از موضوعات دیگر ، یک مثلث تشکیل میگردد که یک ضلع آن خود شخص است ، ضلع دوم ، خانواده و اقوام و ضلع سوم ، جامعه و اجتماع است .

1-  خود شخص : در این خلقت هر موجودی به عنوان یک موجود مستقل باید بتواند از زندگی برخوردار شود. ما هم باید برای خودمان ارزش قائل شویم و سلامتی و فیزیک خود را حفظ کنیم نه اینکه تمام انرژی و وقت خود را به صورت افراطی برای فرزندانمان صرف کنیم . باید به خودمان هم برسیم .

2- خانواده و اقوام : از خود که بگذریم به قسمت خانواده میرسیم که هم شامل خانواده خودمان ( پدر ، مادر و فرزندان و ...... ) و هم فامیل و اقوام میشود . هر فرد باید برای خانواده ارزش قائل شود و سعی کند اعضای خانواده را به سر منزل مقصود برساند .

3- موضوع سوم جامعه و اجتماع است . ما علاوه بر اینکه باید از نظر اجتماعی تا مراحل بسیار بالا عروج کنیم و صاحب موقعیت اجتماعی خوبی شویم و رفتارهای مناسب و بهنجار داشته باشیم ، باید به خودمان و خانواده هم توجه کنیم و سه موضوع فوق را در زندگی بالانس نمائیم .

هر انسانی طبق سه ویژگی به حیات خود ادامه میدهد :  خواست ، تقدیر و فرمان الهی

تقدیر و قدر به عبارتی همان قدر و اندازه است و اینکه خداوند به اندازه ظرفیت و تحمل هر کس آن را دچار مشکلات میکند نه بیشتر . انسان چه طبق خواست و چه طبق تقدیر و یا فرمان الهی ، در یک شرایطی قرار میگیرد و مثل این است که جرقه ای برای او زده میشود . حال به آن شخص بستگی دارد که از این جرقه به عنوان یک انرژی قابل ذخیره ، ذره ذره استفاده کند تا به منبع نور برسد یا با این جرقه انبار دینامیت ها را به آتش بکشد . پس اگر جرقه ای زده شد و خداوند امکاناتی در اختیار ما قرار داد ، از این امکانات به نحو مطلوب استفاده کنیم و آنرا تبدیل به شعله های آتش برای نابودی خود نکنیم .

اگر بخواهیم مثالی بزنیم ، فردی برای درمان به کنگره مراجعه میکند ، اینجا جرقه زده شده و میآید و آن جرقه را میگیرد و تمام مراحل را انجام میدهد و به درمان میرسد . اما ممکن است این شخص وارد کنگره شود ، در ابتدا مصرف کننده تریاک بوده اما پس از ورود شخصی حال خراب تر از خودش را پیدا میکند و تبدیل به مصرف کننده شیشه و هروئین و غیره میشود .

مثالی دیگر:جرقه ای زده شده و کسی قاضی شده است ،میتواند به موقعیت های عالی و بالاتر برسد ولی از این موقعیت سوء استفاده میکند و از دیگران رشوه میگیرد و حق مردم را پایمال میکند و عاقبت خودش هم نابود میشود. یعنی جرقه تبدیل به آتش شده و همه چیز را نابود کرده است .

هر چیزی را که بخواهیم آنالیز و بررسی کنیم ، اول باید جزئیات مشخص شود تا بتوانیم وارد کلیات شویم . در هر علمی هم بر مبنای تعریف جزئیات و مشخص بودن اجزای آن میتوان به کلیات مطالب آن علم پی برد و آنرا درک نمود .

علم چیزی است که بر راستی و درستی دلالت کند علم هیچ‌ وقت باطل نیست و نمیتوان آنرا باطل کرد.

در درمان اعتیاد هم جزئیات اصلا مشخص نبود لذا به درمان نمی رسیدیم ولی در کنگره 60 جزئیات که همان جسم ، روان و جهان بینی است مشخص شد و پس از آن بود که به درمان اعتیاد دست پیدا نمودیم . یعنی اینجا موضوع انسان مطرح است . پس باید اجزای انسان را بدانیم که در درمان اعتیاد ، ما به مسئله جهان بینی میپردازیم که مسئله مهمی است . ( حتی در درمان خیلی از بیماریهای دیگر موثر است) .

برای جهان بینی باید به یک اصول و دانشی برسیم و برای رسیدن به این دانش باید انسان را بشناسیم و برای شناخت انسان باید صور آشکار و پنهان آنرا بشناسیم که علمای ما هنوز به شناخت کامل صور پنهان انسان نائل نشده اند .

در ادامه بحث بین شاگرد و استاد وارد مقوله روح ، نفس ، جان و جسم و تعاریف مکتوب آنها شده که استاد توضیح مختصری میدهد بدین مضمون :

 ما در مورد دمیدن روح در مرحله انسانی به بدن یا کالبد شخص توضیح داده بودیم . در تعاریف مکتوب چند موضوع را با یک کلمه مخلوط کرده اند . انسان یا حیوان جسم دارند ، نفس هم دارند . جان قبل از خلقت انسان وجود داشته که حالا آیا همین صور پنهان است که بعدا در کالبد خاکی میآید ؟

وقتی میگوییم نفس ، منظور ما جسم یا روح نیست ( هر کدام از اینها باید یک تعریف منحصر به خودش را داشته باشد ) . روح یک کلمه الهی است و پاک و منزه است . به همین علت در کتاب آسمانی ، واژه هایی مثل روح حیوانی ، روح پلید ، ارواح خبیثه و .... نمی بینید .

روح در درجه انسانی به انسان اطلاق میشود ، مجرد است و مرکب نیست . برای همین است که خداوند اختیار انسان را به خود انسان داده است . انسان وقتی انسان شد همه چیز را با خود ندارد ، بلکه به آرامی و بنا به فرمان دریافت میکند و ضمیمه خودش ( وجود خودش ) میشود و این بسیار وقت میبرد . بنابراین هر لغت مفهوم خودش را دارد و ما باید روی آنها به اشتراک برسیم و بگوئیم منظور ما چیست . وقتی میگوییم روح ، منظور ما از روح چیست ؟ یا راجع به جهان پس از مرگ و اینکه ما در آنجا چگونه هستیم .

با تشکر مسافر مسعود

 




طبقه بندی: سی دی آموزشی، جهانبینی،
برچسب ها: سی دی آموزشی، کنگره 60،

تاریخ : دوشنبه 1 شهریور 1395 | 10:11 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات