تبلیغات
لژیون مسافر مهدی پوستی - نوشتار سی دی تسلیم قدرت مطلق از آقای مهندس دژاکام

نوشتار سی دی تسلیم قدرت مطلق از آقای مهندس دژاکام

ما در دعائی که در آخر جلسه میخوانیم میگوییم , خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی . در اینجا نیستی در کنگره 60 , هستی است ولی با شکل و فرم دیگری . نیستی فقط نبودن نیست , چیزی است که از دید ما نیست است و وجود ندارد چون ما آن را نمی بینیم . مانند وقتی میگوییم حسن نیست , حسن اینجا نیست ولی ممکن است در جا و مکان دیگری باشد .

بارها گفته ام که ما در بحث هایی که عنوان میکنیم , نمی خواهیم فیلسوف و عارف پرورش دهیم . ما میخواهیم اطلاعات بیشتری را بدست بیاوریم , میخواهیم بدانیم آنچه نمیدانیم , آیا برای زیاد شدن معلومات و اطلاعاتمان است ؟ نه . معلومات و اطلاعات زیاد که کاربردی و عملی نشده باشد چه فایده ای دارد ؟

علم چندان که بیشتر خوانی             چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند                  چارپایی بَرو کتابی چند

ما میخواهیم بدانیم تا قواعد بازی را یاد بگیریم , قوانین زندگی را یاد بگیریم , بدانیم که چگونه درست زندگی کنیم , بدانیم که چگونه زندگی در صلح و آرامش داشته باشیم , بدانیم که چگونه در بهشت زندگی کنیم و چگونه از جهنم خارج شویم . برای این است که باید بدانیم و دانستن الزامی است.

قدیما میگفتند خوشا به حال آنهایی که نمیدانند , یعنی اینکه ما میدانیم . که البته این هم نوعی منیت است که ما میدانیم ولی دیگران نمی دانند .

قبلا مطرح کردیم که برخی میگویند زندگی , جبر است و برخی میگویند که زندگی , اختیار است ولی زندگی بر مبنای سه محور , تقدیر , خواست و فرمان الهی است .

فرمان الهی آن چیزی است که نظام هستی را تحت کنترل خود دارد , یک چیزی است که این نظام هستی را برقرار کرده است . حال شما میخواهید بگویید خدا , گاد , قدرت مطلق و یا هر اسم دیگری ...... . زیرا نظام هستی بر حسب شانس و یا طاس ریختن بوجود نیامده است .

شما اگر میلیونها بار حروف الفبا را طاس بریزید هرگز چنین بیت هایی از میان آنها بیرون نمی آید . یک استاد میخواهد که آنها را پهلوی هم قرار دهد .

مانند :                توانا بود هر که دانا بود       زدانش دل پیر برنا بود

و یا :

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم           

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد        

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم .

 

در مورد تقدیر : تقدیر یعنی قدر و اندازه , یعنی اعمالی که ما انجام میدهیم و نتیجه و قدر آن را میبینیم که بر سه گونه هستند :

1-  بلافاصله و فوری جواب و پاسخ آن را دریافت میکنیم

2- بعد از مدتی کوتاه مثلا چند ماه یا چند سال نتیجه و قدر آن را دریافت میکنیم , مثل کاشتن گندم که بعد از 8 ماه گندم بدست می آوریم و یا میرویم دانشگاه و بعد از چند سال لیسانس و یا دکترای خود را میگیریم .

3-  بعضی از اعمال بعد از چند قرن جواب آن نتیجه میدهد .

در قدیم میگفتند که عناصر اربعه از آب , خاک , باد و آتش تشکیل شده اند و هستی را شکل داده اند در صورتی که اینها قسمتی از جهان فیزیکی را شکل داده اند . جهان فیزیکی شامل 118 عنصر است که در جدول مندلیف هم نام آنها ذکر شده است .

چیزهایی که جهان هستی و نیستی را شکل میدهند بر مبنای مثلث حس , صوت و نور بوجود آمده است .

به گفته آقای امین جهان هستی از نظر فیزیک جدید یا کوانتوم بر اساس موج و ذره عمل میکند . متد DST هم بر مبنای ذره و موج عمل میکند . ذره و موج یعنی جسم و روان – و جهانبینی . ما در کنگره میگوییم سیستم ایکس بر مبنای بی سیم و با سیم عمل میکند .

با سیم مثل شربت OT که مصرف میکنیم تا جسم و روان ترمیم شود و بی سیم مثل آموزشهای راهنما در لژیون و صحبتهای من که از طریق سی دی های آموزشی به همه شعب کنگره 60 میرود و باید در همه لژیونها تدریس شود .

هر هفته باید دو سی دی در لژیونها استفاده شود , یکی سی دی آموزشی که راهنما در لژیون درس میدهد و یکی سی دی هفته که هر هفته به شعب ارسال میشود .

مطلب دیگر اینکه ما باید به اعتقادات دیگران احترام بگزاریم و حق نداریم به عنوان آزادی بیان به اعتقادات دیگران توهین کنیم و یا آنها را تحقیر کنیم . مثلا ما نمیتوانیم به صلیب مسیحیان که نماد مقدسی برای آنهاست بی احترامی کنیم .

کار ما در کنگره درمان اعتیاد است آیا حق داریم پزشکان را مسخره کنیم و بگوییم آزادی بیان است ؟ یا بچه های NA را مسخره کنیم ؟ ما حق نداریم کسی را مسخره کنیم .

ما میگوییم با هم بخندیم , به هم نخندیم .

آزادی بیان این نیست که ما به دیگران بی احترامی کنیم و آنها را مورد توهین و تمسخر قرار دهیم . بعضی از مردم به درخت دخیل میبندند و آن را عبادت میکنند و یا در اروپا پلی وجود دارد که مردم به آن قفل میبندند . 

 

( پل پو دز آر روی رود سن در پاریس (
( در اروپا سنت پرطرفداری وجود دارد که به نماد وفاداری ابدی عشاق به یکدیگر تبدیل شده است. دلدادگان قفلی به نرده حاشیه پلی معروف می‌زنند و کلید آن را به رودخانه زیر پل می‌اندازند (.

مطلب دیگر این سوال است که جهان ما چگونه است ؟ آیا کسی تضمین داده است که در جهان هستی همه چیز همیشه بر وفق مراد ماست و همه چیز خوب است ؟ و همه چیز تضمین شده است ؟

اصلا چنین چیزی در جهان هستی وجود ندارد . هیچکس چنین قولی به ما نداده است . چون جهان هستی در حرکت است و حرکت بین یک قطب منفی و قطب مثبت جریان دارد و اگر این دو قطب متفاوت وجود نداشته باشد و فقط یکی از آنها باشد , اصلا جریانی بوجود نمی آید . جهان هستی هم همین طور است بین دو قطب است و چون دو قطب متفاوت است , دائما در حال تغییر است و امکان همه چیز وجود دارد و یک وضعیت ثابت وجود ندارد و امکان دارد هر وضعیت منفی و مثبتی اتفاق بیفتد . کسی تضمین نکرده است که همه چیز در وضعیت خوبی باشد . همه چیز در جهان در حال حرکت است و هیچ چیز ثابتی وجود ندارد , زندگی ما هم ثابت نیست و در حال حرکت و تغییر است .

استاد میگوید : جهان مملو از موج است .

حتی رنگها هم موج هستند و رنگهای متفاوت بخاطر فرکانس متفاوت موج آنهاست .

جهان مملو از امواج است , هر چه این امواج به هم فشرده تر باشند ماده را شکل میدهند و هر چه از هم بازتر باشند جهان های دیگر را بوجود می آورند .

جهان مملو از امواج است موجهای بسیار با طول کم و امواج سهمگین و خطرناک و بین این دو , سکوتی است نسبتا کم عمر , ما هم مانند برگی بر روی این امواج سواریم . بعضی از وقتها با خشم به زیر میرویم و گاهی چون پر مرغی به سطح می رسیم .

این نوسانات زندگی مثل امواج هستند و ما مثل پر کاهی هستیم که بر روی این امواج قرار دارد .

باید تعلیم بگیریم که هر لحظه آن را به چه نحوی کنترل کنیم .

همه ما باید یاد بگیریم که هر لحظه از زندگی مان را چگونه کنترل کنیم , برای همه ما عشق هست , قهر هست , پول هست , بی پولی هم هست .

راهنما باید یاد بگیرد که چگونه لژیونش را کنترل کند , مانند ناخدا باید فن هدایت رهجویانش را داشته باشد , باید بداند کجا قهر کند , کجا محبت داشته باشد .

باید یاد بگیریم که چگونه زندگی خودمان را کنترل کنیم , چگونه خشم خود را کنترل کنیم.

اگر لحظه ها را با اراده و عزم راسخ بتوانیم با صبر طی نماییم و طریق بالا آمدن از زیر چرخه های امواج را فرابگیریم , آنوقت میتوانیم بگوییم که ما مبارزه و جنگ با طبیعت را آموخته ایم .

لحظه ای که در زندگی مان با بحران و مشکل مواجه میشویم , اگر بتوانیم تحمل کنیم و لحظات را با صبر طی کنیم و مدیریت کنیم .

همنشین تو از تو به باید             تا تو را عقل و دین بیفزاید

در کنگره گفتیم که با عقابها بپرید چون عقابها شما را به بلندای آسمان میبرند با مگسها نپرید , مگسها شما را به سطل آشغال میبرند .

آنوقت می توانیم بگوییم که ما با مبارزه و جنگ با طبیعت آموختیم که آماده و حاضر به انجام بسیار از آنچه تو میخواهی هستیم , یعنی تسلیم در مقابل قدرت مطلق .

زندگی و هستی بر روی امواج در این جهان که خود یک حلقه کامل است اینطوری طی میشود اما میتوانید سیر و سفری چون امواج داشته باشید بدون اینکه در دستهای امواج فشرده شویم و اگر هم چنین شد , قدرت و توانایی تحمل را تعلیم دیده اید .

مگر رسول خدا نبودند که هر لحظه میخواستند که پرواز کنند و از قید تن آزاد شوند اما قدرت مطلق در آن لحظات چنان قدرت و تحملی به ایشان عطا مینمود که روزی چند مرتبه از شهر خود رفته و باز میگشتند , حکایتها زیاد است . از مطلب خودمان دور نشویم که این مطالب به جهت توضیحات هدف و انجام آن بود که به عرض شما رساندیم .

پس از امروز یاد میگیریم که در مقابل ناملایمات زندگی دست از شکایت کردن و شکوه برداریم , اصلا قانون زندگی و بازی زندگی همین است .

نوشتار سی دی توسط مسافر مهدی پوستی

 



تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 09:33 ق.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.