عید سعید فطر مبارک



تاریخ : شنبه 27 تیر 1394 | 01:15 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

کارگاه جهان بینی کنگره 60 با استادی و نگهبانی آقای امین

 با دستورجلسه خواست درونی ، تعادل(ادامه)

                                                          

صحبتی که مطرح شد در مورد خواست درونی بود که این موضوع را مطرح میکرد که چون هر انسان یا هر موجودی در هستی ویژگی که داره تکرار ناپذیر بودنه بنا براین مثالی هم که مطرح شد این بود که فرشی را در نظر بگیریم که هر کدام از اجزا یکی از گره های این فرش هستند و وجود تک تک این گره ها لازمه تا در مجموع اون نقش را بوجود بیاورند. برای هر حلقه از آفرینش میتوان گفت که این فرش وجود دارد و مثال دیگری که گفته شد این بود که هیچ کدام از دانه های برف شبیه یکدیگر نیستند و این مسئله نکته ای را به ما میگوید که دو تا چیز که شبیه یکدیگر نیستند ، باید یک ویژگی خاص داشته باشند که تحت عنوان خواست درونی مطرح شد. نکته ای که مهمه اینه که اگر چیزی بودنش اضافه باشه در حلقه آفرینش یا کارش تمام شده باشه از اونجا ترخیص میشه و به جای دیگری منتقل میشود ولی در جای دیگر باز هم وجود دارد منتها تا زمانی که در جای خودش هست مثل اون وجود نخواهد داشت .

انسان اگر از مسیر خود و یا خواسته خود فاصله بگیره، اگر تمام امکانات هم در اختیار این انسان قرار بگیره آن انسان حرکتی نخواهد داشت. برای خواسته درونی نمیتوان سطحی در نظر گرفت، باید سطوح را در نظر بگیریم. زیرا هر موجودی تا زمانی که در حلقه آفرینش وجود دارد باید تغییرات و رشد و تکامل خود را داشته باشد و در آن مسیر تکامل ها بین سطوح اتفاق می افتد.

اگر انسانی از مسیر اصلی زندگی فاصله بگیرد و شروع به انجام اعمالی بر خلاف خواسته های درونی خود بکند، مقدار زیادی انرژی مصرف میکنه ولی چیزی دریافت نمیکنه و به حالت سرگشتگی میرسه.

در سوره حمد در نماز ما میخوانیم ما را به راه راست هدایت گردان، راه کسانی که به آنها نعمت دادی، نه راه کسانی که گمراه هستند. اگر حرکت ما در جهت تکامل ما باشد و رشد کنیم ، این همون مسیر در جهت خواسته درونی یا صراط مستقیم هست. در واقع صراط مستقیم همون مسیر در جهت تکامل انسان هست. اگر حرکت انسان در صراط مستقیم نباشد ممکنه تلاش بکنه ولی برداشتی نداره، مثالش آدمای گمراه هستند که تلاش میکنند اما هیچ پیشرفتی نمیکنند چون در جهت تکامل قرار ندارند. کسانی هم که به طرف سطوح پائین تر حرکت میکنند کسانی هستند که عذاب برایشان مقرر گردیده.

خواست درونی هر انسان شامل دو بخش میباشد.

 1 : رسیدن به تعادل

 2 : رسیدن به تعالی

یعنی اول انسان باید به تعادل برسه و بعد از مرحله اول تعالی هست برای مثال یه بچه اول باید یاد بگیره راه بره تا بعد دویدن را یاد بگیرد .

در کنگره عدالت را اینطور تعریف میکنیم که هر چیزی جای خود باشد. بعضی وقتها بعضی از انسانها به این باور میرسند که شاید دنیا جای عادلانه ای نباشد. اگر انسان این دیدگاه را داشته باشد که عدالتی وجود ندارد، این انسان لاجرم شروع به ایجاد عدالت و یا طغیان میکند و دانستن این موضوع مهم است که جهان جای عادلانه ای است، همه چیز عین عدالت است. در هستی یکسری قوانین در حال کار وجود دارند مانند جاذبه یا نقطه انجماد و یا مقاومت هوا، مفهوم عدالت این است که فرقی ندارد شما چه کسی هستی، قوانین هستی در مورد تمام مخلوقات یکسان عمل میکنند، مفهوم عدالت همین است. اگر غیر از این بود میتوانستیم در مورد عدالت شک کنیم اما تفاوت ها از اینجا ظاهر میشوند که قوانینی در هستی وجود دارند و یکسری قوانین در اجزا وجود دارند یعنی بعضی از قوانین را هم ما به وجود می آوریم. اگر انسانی نقطه تحمل خود را در برابر سرما بالا برده باشد به این معنی نیست که سرما در مورد او تبعیض قائل میشود به این معناست که شخص توانسته نیروی مکملی به وجود بیاورد که اثر سرما را کم کند. به همین خاطر است که جایگاه ها متفاوت میشوند.

در فیزیک سه تعریف برای تعادل وجود دارد ، 1 : تعادل پایدار 2 : تعادل نا پایدار 3 : تعادل بی تفاوت. یک جسم در هستی میتواند یکی از این سه حالت را داشته باشد.

تعادل پایدار به حالتی گفته میشود که اگر شخصی یا جسمی را تحت فشار یا آزمون قرار دهیم و در او آشوب به وجود بیاوریم آن شخص یا جسم دوباره به حالت اول باز میگردد.

تعادل ناپایدار به حالتی میگویم که اگر تکانه ای به شخص یا جسمی وارد کنیم آن شخص یا جسم از حالت خود خارج شده و دیگر به حالت اولیه باز نمی گردد. یعنی به اصطلاح از جایگاه خود سقوط کند.

تعادل بی تفاوت هم به وضعیتی گفته میشود که برای آن شخص یا جسم فرقی نمیکند که ضربه ای به آن وارد کنید و قبل از ضربه و بعد از ضربه تفاوتی درش ظاهر نمیشود.

انسانها در مسیر تکامل خود میتوانند یکی از این سه وضعیت را داشته باشند، اگر در صراط مستقیم باشند یعنی از سطح پائین به سطح بالا در حرکت باشند اگر دچار ضربه ای شوند دچار آشوب میشوند اما به حالت اولیه و تعادل خود باز میگردند.

 انسانهایی که جایگاه ناپایدار دارند اگر دچار تکانه ای شوند چون جایگاه سستی دارند دچار لطمه میشوند و نمیتوانند بازگردند چون نیروی مکمل در آنها بوجود نیامده است که در درمان اعتیاد نیروی مکمل سیستم ایکس است.

اگر این سه مورد را بررسی کنیم میبینیم انسانهایی که در صراط مستقیم قرار دارند همیشه دارای احساس آرامش هستند یعنی تلاش و حرکت ما در صراط مستقیم باعث میشود احساس انرژی و آرامش و رضایت کنیم.

 در خلاصه خواسته درونی هر موجودی همان صراط مستقیم هست که نیروی مافوق انسان را در آن راستا قرار میدهد که بیشترین تکامل را دارا میباشد. اگر انسان وضعیت خود را بدون تعارف بررسی کند و ببیند در کدام یک از این وضعیتها قرار دارد باعث میشود وقتی من کاری را انجام میدهم با این که وظیفه ام را درست انجام میدهم ولی در من انرژی و توان لازم به وجود نمی آید بایستی به آن کار شک کنم شاید آن کار در جهت خواسته درونی من نباشد، یا ممکن است کار را اشتباه انجام دهم و یا در جهت خواسته من نباشد. ما وقت و توان نداریم تمام راه ها را امتحان کنیم ولی میتوانیم راه های اضافه و بی مورد را حذف کنیم و اگر این کار را انجام دهیم به عقیده من انسان به خود نزدیک تر میشود و این کار را نمیتوان انجام داد مگر آنکه انسان از خواسته های نا معقول خود چشم پوشی کند.

 

منبع: کنگره 60

 

 




طبقه بندی: درمان اعتیاد، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

کارگاه آموزش جهان بینی کنگره 60 با استادی و نگهبانی آقای امین دژاکام

 با دستورجلسه خواست درونی ، تعادل

                                                       

امیدوارم حال همگی شما خوب باشد و موضوعی که انتخاب شده و در این جلسه می خواهیم صحبت می کنیم، تعادل هست و من خودم یکی از مسائلی که با آن درگیر بودم و شاید بیشترین تلاش رو در زندگی صرفش کردم تعادل بود. نگاه می کنم تمام تلاشهایی که در کنگره کردم و سعی کردم یاد بگیرم همین مسئله تعادل بود.

سالهای پیش که آقای مهندس روزه می گرفتند و روش دی اس تی از همین ماه رمضان آغاز شد، من هم این ویژگی را می دیدم و خیلی دوست داشتم این ویژگی را داشته باشم.

من هم دوست داشتم این کار را انجام بدهم ، منتها نمی توانستم این کار را انجام بدهم. حتی آن موقع هوا به این گرمی و طولانی نبود، پائیز  و اوایل زمستان بود ، من هم نوجوان بودم و انسان در این سنین در اوج شور و نشاط جوانی هست ، ولی باز من نمی توانستم با این وجود روزه بگیرم، من هم می گفتم ، من که درگیر امتحانات هستم و نمی توانم روزه بگیرم و آنهائی که بیکار هستند باید روزه بگیرند، همینطور توجیه می کردم و بعد از فارغ التحصیلی باز هم نتوانستم روزه بگیرم. زمان که گذشت دیدم که این مسئله با یک چیز دیگری ارتباط برقرار می کند و آن این است که اگر درون انسان آشوب و جنگ و درگیری باشد، حتی یک زمانی راه رفتن ساده کار سختی می شود، راه رفتنی که هر آدمی خیلی ساده می تواند انجام بدهد، وقتی یک نفر دنبالت باشد، ممکن است در یک راه پنجاه متری چند بار زمین بخوری. بهر حال آموزشها ادامه پیدا کرد و من در سال 86 توانستم روزه بگیرم . خیلی از انسانها قبل از اینکه ماه رمضان شروع بشود، شروع می کنند به فحش دادن، بعد من گفتم شما که روزه نمی گیرید چرا فحش می دهید، حالا اگر یک انسان روزه بگیرد و سختی را تحمل کند ، درست است ، ولی شما چرا؟

خیلی ها این دیدگاه را دارند، ولی واقعیت این است که روبرو شدن با آن مسئله و انجام دادنش به انسان نشان می دهد که درونش چه خبر است؟ و چون انسان حاضر نمی شود در حالت عادی با درون خودش روبرو شود، طبیعتاً انکار کردن موضوع خیلی راحت تر است.................................



بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

طبقه بندی: دستور جلسات کنگره 60، درمان اعتیاد، جهانبینی،
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد،
دنبالک ها: کنگره 60،

تاریخ : جمعه 5 تیر 1394 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

مطالبی در مورد دستور جلسه سیگار

دستور جلسه این هفته کنگره 60 در مورد سیگار است که این روزها درمان آن در کنگره 60 اهمیت خاصی پیدا کرده است . آقای مهندس دژاکام در مطالب کنگره بارها تاکید کرده اند که درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود و افرادی که در کنگره در حال خدمت هستند باید مسئله سیگار خود را درمان کرده باشند و یا در حال درمان سیگار خود باشند . از نظر ایشان کسانی که سیگار می کشند، هنوز اعتیادشان درمان نشده و اعتیاد دارند، البته اعتیاد به دخانیات.  این بخاطر این است که سیگار و نیکوتینِ سیگار از قویترین و کشنده ترین مواد مخدر محسوب میشود .  

طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، نیکوتین جزء مواد مخدر است. ماده مخدر ماده‌ای است که ۴ ویژگی  داشته باشد:

 اجبار به مصرف، تداوم مصرف، بروز عوارض در صورت قطع مصرف و بالاخره گرفتن پاداش در صورت مصرف مجدد.‏ نیکوتین سیگار و قلیان و غیره شامل این 4 ویژگی میباشد .

 

و حالا چرا کشنده ترین ماده مخدر میباشد؟

هر سال در جهان 7 میلیون نفر به خاطر استعمال دخانیات و یا مجاورت با استعمال کنندگان دخانیات جان خود را از دست می‌دهند و آمار 65 هزار نفری در این مرحله از آن کشور ماست و این آمار بیشتر از دو برابر مجموع قتل و جنایت و تصادفات رانندگی در کشور است .

به همین خاطر سازمان بهداشت جهانی روز 31 می‌ مصادف با 10خرداد ماه را تحت عنوان روز جهانی بدون دخانیات نامگذاری و در سطح جهانی در همه کشور‌ها برنامه‌های مختلف و مرتبط با موضوع مبارزه با دخانیات برگزار می‌شود. در کشور ایران از سال1386 یک هفته همزمان با روز 10خرداد ( از 4 تا 10 خرداد ) به ‌عنوان هفته بدون دخانیات نامگذاری شده است. 

شعار امسال سازمان بهداشت جهانی , مبارزه با قاچاق سیگار و مواد دخانی است.


منشا توتون و نیکوتین از کجاست ؟

در سال 1492 کریستف کلمب پا به جزیره ناشناخته‌ای گذاشت که امروزه کوبا نام دارد. وی مشاهده کرد که در این جزیره بومیان لوله‌ای پیچیده از برگ خشک گیاهی استفاده می‌کنند و یک سر آن را می‌سوزانند و از سر دیگر آن دود متصاعد می‌شود و آنرا می‌دمند . بومیان این لوله‌ها را تاباکو (TOBACCO) می‌نامیدند.

کریستف کلمب هرگز تصور نمی کرد این وسیله رفع خستگی بومیان امریکا که حتی در مراسم مذهبی نیز آن را می سوزاندند، روزی بلای خانمان سوز و نیرویی مرگ آفرین برای جوامع بشری سراسر جهان باشد. چون وی هنگام بازگشت به اسپانیا ، مقداری از برگها و دانه های گیاه تنباکو را به عنوان یک گیاه جادویی و عجیب به آن کشور آورد و این آغاز ورود تنباکو یا توتون از امریکای مرکزی به اروپا بود.

واژه توتون از یک واژه ترکی (تِ تن) به معنی دود گرفته شده است. نیکوتین ماده اصلی توتون و تنباکو نیز به افتخار ژان نیکوت سفیر فرانسه در پرتغال که در سال1559این ماده را به‌عنوان دارو به دربار کا‌ترین ده مدیچی فرستاد، نامگذاری شده است .

 

عوارض و تاثیرات نیکوتین

نیکوتین ماده ای بسیار اعتیادآور است. بلافاصله پس از استعمال دود تنباکو یا سیگار ، نیکوتین وارد جریان خون شده و ظرف تنها ١٠ ثانیه به مغز می رسد. در آنجا با تاثیر گذاری روی مدارهای پاداش مغز ( دوپامین ) باعث به وجود آمدن احساس لذت و نشاط می شود، هر چند این حالت تنها چند دقیقه دوام می آورد. بنابراین فرد مصرف کننده اشتیاق بیشتری به مصرف پیدا کرده و برای ادامه یافتن احساس لذت و پیشگیری از بروز علائم خماری باز هم اقدام به مصرف می کند.  در بلند مدت، مصرف نیکوتین باعث ایجاد تلورانس و مقاوم شدن بدن می شود و بالطبع تعداد نخ سیگار مصرفی نیز افزایش می یابد و بنابراین علیرغم همه مستنداتی که مبنی بر زیان آور بودن مصرف دخانیات وجود دارد، این افراد نمی توانند مصرف خود را کنترل کنند چرا که بیماری اعتیاد در آنها توسعه یافته و آنها را معتاد کرده است.

نیکوتین عامل ترشح آدرنالین نیز هست. در حقیقت ماده اصلی موجود در سیگار که باعث ایجاد اعتیاد می شود نیکوتین است. آثار آدرنالین در بدن عبارتند از : افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، تنفس سریع و کوتاه ، افزایش قند خون و کاهش اشتها . نیکوتین در حقیقت محرک سیستم عصبی سمپاتیک در بدن انسان است.

اعتیاد به نیکوتین، یکی از موانع اصلی افراد سیگاری برای رهایی از هر نوع دخانیات است . جذب نیکوتین از طریق پوست، ریه و غشاهای مخاط بینی و دهان انجام می شود.
 
نیمه عمر نیکوتین در بدن یک ساعت است، یعنی یک ساعت طول می‌کشد تا مقدار آن در بدن به نصف برسد.
 هشتاد درصد نیکوتین در کبد و توسط آنزیم‌های آن تجزیه شده و از بین می‌رود.
 
نیکوتین در ریه‌ها نیز تجزیه شده و توسط ادرار دفع می‌گردد.
 
نیکوتین با تاثیر بر روی لوزالمعده و جلوگیری از ترشح هورمون انسولین، باعث می‌شود تا قند خون بالا رفته و فرد احساس سیری کند.
 
ده ثانیه پس از استعمال دخانیات، به دلیل عبور آسان آن از سد خونی مغز ، نیکوتین خود را به مغز می‌رساند.

نیکوتین تقریبا روی تمامی سیستم‌های عصبی و غددی بدن موثر است . 
از دیگر آثار نیکوتین می‌توان به بالا رفتن چربی خون و افزایش چسبندگی پلاکت‌ها (ایجاد لخته خونی) اشاره کرد. همچنین این ماده با تاثیر بر روی هورمون‌های جنسی مانند استروژن و تستوسترون، سبب یائسگی زودرس در مردان و زنان مصرف کننده سیگار می‌‌شود.
یک نخ سیگار، کمتر از 1 میلی گرم نیکوتین وارد خون می‌کند. نیکوتین عامل تغییر ترکیبات شیمیایی و بیولوژیک مغز است. با عدم مصرف آن، علایم قطع نیکوتین نظیر پرخاشگری و زودرنجی و ناراحتی در فرد به وجود خواهد آمد.

 

نیکوتین و تاثیر آن بر روی سیستم ایکس بدن

نیکوتین در مغز بر گیرنده های کولینرژیک که اغلب به وسیله استیل کولین فعال می شوند، اثر می کند . استیل کولین در مغز و نیز در دستگاه عصبی محیطی ساخته می شود. ساختمان شیمیایی نیکوتین شبیه استیل کولین است و می تواند گیرنده های کولینرژیک را فعال کند. استفاده طولانی مدت از نیکوتین موجب افزایش تعداد گیرنده های کولینرژیک و حساس شدن گیرنده ها به نیکوتین و استیل کولین می شود. این تغییرات در اعتیاد به نیکوتین دخیل هستند. وقتی اعتیاد رخ می دهد، فرد باید به طور منظم مغز را با نیکوتین تغذیه کند تا بتواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد. اگر سطح نیکوتین بدن افت کند، فرد مصرف کننده سیگار احساس ناراحتی کرده و به سندرم ترک مبتلا خواهد شد.

 

انگیزه درمان سیگار

از نظر روانی و احساسی نکته ای که افراد سیگاری زودتر به آن پی ببرند این است که یک سیگاری وقتی سیگار می کشد احساس آرامش و رضایت می کند ، ولی یک غیر سیگاری همیشه احساس رضایت می کند. وقتی کشیدن سیگار آدم سیگاری تمام شود رضایتمندی اش هم تمام خواهد شد . وقتی اعتیاد به مصرف سیگار را درمان کرده باشید آن حس رضایتمندی را همیشه احساس خواهید کرد و فکر نمی کنید چیزی کم دارید.

نکته دیگر اینکه اگر قرار بود مصرف سیگار بیشتر موجب حس آرامش و رضایت بیشتر باشد ، پس افرادی که روزانه 2 یا 3 پاکت سیگار می کشند می بایست آرام ترین افراد جامعه می بودند که به خوبی میدانیم که این گونه نیستند و این افراد به شدت عصبی و ناراضی هستند .

 

درمان اعتیاد به مصرف سیگار در کنگره 60

درمان اعتیاد به نیکوتین به روشDST   برای اولین بار توسط آقای مهندس دژاکام در کنگره 60 مطرح شد و خود ایشان در 15 آذر سال 1391 با همین روش DST توانستند مصرف روزانه دو پاکت سیگار خود را درمان کنند و این افتخاری برای ما است که درمان وابستگی به مصرف سیگار هم در کنگره 60 توسط آقای مهندس دژاکام ابداع شد و این  سرآغازی شد برای ابداع  درمان سیگار به روش DST و تاسیس لژیون ویلیام ال وایت که هم اکنون در تمامی شعب کنگره 60 دایر میباشد و تعداد زیادی از مسافران و همسفران کنگره 60 در این لژیونها توانستند و میتوانند با جایگزین کردن نیکوتین دودی با نیکوتین خوراکی با آدامسهای نیکوتین دار و با تیپر کردن تدریجی به روش DST در مدت حداقل 10 ماه اعتیاد به مصرف سیگار خود را درمان کنند .

 به قول آقای مهندس دژاکام , خدا را شکر که از ضد ارزش‌ها دور شده‌ایم ، مرگ‌ و میر در اثر استفاده سیگار بسیار زیاد می‌باشد و این آمار حدود 7 میلیون را نشان می‌دهد ، ما در زمان سیگار کشیدن فقط سیگار را می‌بینیم و خبری از اینکه دود آن کجا می‌رود و چه می‌کند نداریم . سیگار غلظت خون را بالا می‌برد و بسیاری مشکلات دیگر را برای ما به وجود می‌آورد ، اگر هم سیگار را به صورت ناگهانی قطع کنیم دچار سکته می‌شویم

مهندس دژاکام : اگر از آموزگار آموختی که هیچ اگر نه از روزگار می‌آموزی ، من از روزگار آموختم مصرف نکردن سیگار را.

نوشته مسافر و کمک راهنما مهدی پوستی


 




طبقه بندی: درمان اعتیاد،
برچسب ها: کنگره 60، کارگاه های آموزشی کنگره 60،

تاریخ : چهارشنبه 13 خرداد 1394 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

نوشتار سی دی تسلیم قدرت مطلق از آقای مهندس دژاکام

ما در دعائی که در آخر جلسه میخوانیم میگوییم , خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی . در اینجا نیستی در کنگره 60 , هستی است ولی با شکل و فرم دیگری . نیستی فقط نبودن نیست , چیزی است که از دید ما نیست است و وجود ندارد چون ما آن را نمی بینیم . مانند وقتی میگوییم حسن نیست , حسن اینجا نیست ولی ممکن است در جا و مکان دیگری باشد .

بارها گفته ام که ما در بحث هایی که عنوان میکنیم , نمی خواهیم فیلسوف و عارف پرورش دهیم . ما میخواهیم اطلاعات بیشتری را بدست بیاوریم , میخواهیم بدانیم آنچه نمیدانیم , آیا برای زیاد شدن معلومات و اطلاعاتمان است ؟ نه . معلومات و اطلاعات زیاد که کاربردی و عملی نشده باشد چه فایده ای دارد ؟

علم چندان که بیشتر خوانی             چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند                  چارپایی بَرو کتابی چند

ما میخواهیم بدانیم تا قواعد بازی را یاد بگیریم , قوانین زندگی را یاد بگیریم , بدانیم که چگونه درست زندگی کنیم , بدانیم که چگونه زندگی در صلح و آرامش داشته باشیم , بدانیم که چگونه در بهشت زندگی کنیم و چگونه از جهنم خارج شویم . برای این است که باید بدانیم و دانستن الزامی است.

قدیما میگفتند خوشا به حال آنهایی که نمیدانند , یعنی اینکه ما میدانیم . که البته این هم نوعی منیت است که ما میدانیم ولی دیگران نمی دانند .

قبلا مطرح کردیم که برخی میگویند زندگی , جبر است و برخی میگویند که زندگی , اختیار است ولی زندگی بر مبنای سه محور , تقدیر , خواست و فرمان الهی است .

فرمان الهی آن چیزی است که نظام هستی را تحت کنترل خود دارد , یک چیزی است که این نظام هستی را برقرار کرده است . حال شما میخواهید بگویید خدا , گاد , قدرت مطلق و یا هر اسم دیگری ...... . زیرا نظام هستی بر حسب شانس و یا طاس ریختن بوجود نیامده است .

شما اگر میلیونها بار حروف الفبا را طاس بریزید هرگز چنین بیت هایی از میان آنها بیرون نمی آید . یک استاد میخواهد که آنها را پهلوی هم قرار دهد .

مانند :                توانا بود هر که دانا بود       زدانش دل پیر برنا بود

و یا :

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم           

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد        

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم .

 

در مورد تقدیر : تقدیر یعنی قدر و اندازه , یعنی اعمالی که ما انجام میدهیم و نتیجه و قدر آن را میبینیم که بر سه گونه هستند :

1-  بلافاصله و فوری جواب و پاسخ آن را دریافت میکنیم

2- بعد از مدتی کوتاه مثلا چند ماه یا چند سال نتیجه و قدر آن را دریافت میکنیم , مثل کاشتن گندم که بعد از 8 ماه گندم بدست می آوریم و یا میرویم دانشگاه و بعد از چند سال لیسانس و یا دکترای خود را میگیریم .

3-  بعضی از اعمال بعد از چند قرن جواب آن نتیجه میدهد .

در قدیم میگفتند که عناصر اربعه از آب , خاک , باد و آتش تشکیل شده اند و هستی را شکل داده اند در صورتی که اینها قسمتی از جهان فیزیکی را شکل داده اند . جهان فیزیکی شامل 118 عنصر است که در جدول مندلیف هم نام آنها ذکر شده است .

چیزهایی که جهان هستی و نیستی را شکل میدهند بر مبنای مثلث حس , صوت و نور بوجود آمده است .

به گفته آقای امین جهان هستی از نظر فیزیک جدید یا کوانتوم بر اساس موج و ذره عمل میکند . متد DST هم بر مبنای ذره و موج عمل میکند . ذره و موج یعنی جسم و روان – و جهانبینی . ما در کنگره میگوییم سیستم ایکس بر مبنای بی سیم و با سیم عمل میکند .

با سیم مثل شربت OT که مصرف میکنیم تا جسم و روان ترمیم شود و بی سیم مثل آموزشهای راهنما در لژیون و صحبتهای من که از طریق سی دی های آموزشی به همه شعب کنگره 60 میرود و باید در همه لژیونها تدریس شود .

هر هفته باید دو سی دی در لژیونها استفاده شود , یکی سی دی آموزشی که راهنما در لژیون درس میدهد و یکی سی دی هفته که هر هفته به شعب ارسال میشود .

مطلب دیگر اینکه ما باید به اعتقادات دیگران احترام بگزاریم و حق نداریم به عنوان آزادی بیان به اعتقادات دیگران توهین کنیم و یا آنها را تحقیر کنیم . مثلا ما نمیتوانیم به صلیب مسیحیان که نماد مقدسی برای آنهاست بی احترامی کنیم .

کار ما در کنگره درمان اعتیاد است آیا حق داریم پزشکان را مسخره کنیم و بگوییم آزادی بیان است ؟ یا بچه های NA را مسخره کنیم ؟ ما حق نداریم کسی را مسخره کنیم .

ما میگوییم با هم بخندیم , به هم نخندیم .

آزادی بیان این نیست که ما به دیگران بی احترامی کنیم و آنها را مورد توهین و تمسخر قرار دهیم . بعضی از مردم به درخت دخیل میبندند و آن را عبادت میکنند و یا در اروپا پلی وجود دارد که مردم به آن قفل میبندند . 

 

( پل پو دز آر روی رود سن در پاریس (
( در اروپا سنت پرطرفداری وجود دارد که به نماد وفاداری ابدی عشاق به یکدیگر تبدیل شده است. دلدادگان قفلی به نرده حاشیه پلی معروف می‌زنند و کلید آن را به رودخانه زیر پل می‌اندازند (.

مطلب دیگر این سوال است که جهان ما چگونه است ؟ آیا کسی تضمین داده است که در جهان هستی همه چیز همیشه بر وفق مراد ماست و همه چیز خوب است ؟ و همه چیز تضمین شده است ؟

اصلا چنین چیزی در جهان هستی وجود ندارد . هیچکس چنین قولی به ما نداده است . چون جهان هستی در حرکت است و حرکت بین یک قطب منفی و قطب مثبت جریان دارد و اگر این دو قطب متفاوت وجود نداشته باشد و فقط یکی از آنها باشد , اصلا جریانی بوجود نمی آید . جهان هستی هم همین طور است بین دو قطب است و چون دو قطب متفاوت است , دائما در حال تغییر است و امکان همه چیز وجود دارد و یک وضعیت ثابت وجود ندارد و امکان دارد هر وضعیت منفی و مثبتی اتفاق بیفتد . کسی تضمین نکرده است که همه چیز در وضعیت خوبی باشد . همه چیز در جهان در حال حرکت است و هیچ چیز ثابتی وجود ندارد , زندگی ما هم ثابت نیست و در حال حرکت و تغییر است .

استاد میگوید : جهان مملو از موج است .

حتی رنگها هم موج هستند و رنگهای متفاوت بخاطر فرکانس متفاوت موج آنهاست .

جهان مملو از امواج است , هر چه این امواج به هم فشرده تر باشند ماده را شکل میدهند و هر چه از هم بازتر باشند جهان های دیگر را بوجود می آورند .

جهان مملو از امواج است موجهای بسیار با طول کم و امواج سهمگین و خطرناک و بین این دو , سکوتی است نسبتا کم عمر , ما هم مانند برگی بر روی این امواج سواریم . بعضی از وقتها با خشم به زیر میرویم و گاهی چون پر مرغی به سطح می رسیم .

این نوسانات زندگی مثل امواج هستند و ما مثل پر کاهی هستیم که بر روی این امواج قرار دارد .

باید تعلیم بگیریم که هر لحظه آن را به چه نحوی کنترل کنیم .

همه ما باید یاد بگیریم که هر لحظه از زندگی مان را چگونه کنترل کنیم , برای همه ما عشق هست , قهر هست , پول هست , بی پولی هم هست .

راهنما باید یاد بگیرد که چگونه لژیونش را کنترل کند , مانند ناخدا باید فن هدایت رهجویانش را داشته باشد , باید بداند کجا قهر کند , کجا محبت داشته باشد .

باید یاد بگیریم که چگونه زندگی خودمان را کنترل کنیم , چگونه خشم خود را کنترل کنیم.

اگر لحظه ها را با اراده و عزم راسخ بتوانیم با صبر طی نماییم و طریق بالا آمدن از زیر چرخه های امواج را فرابگیریم , آنوقت میتوانیم بگوییم که ما مبارزه و جنگ با طبیعت را آموخته ایم .

لحظه ای که در زندگی مان با بحران و مشکل مواجه میشویم , اگر بتوانیم تحمل کنیم و لحظات را با صبر طی کنیم و مدیریت کنیم .

همنشین تو از تو به باید             تا تو را عقل و دین بیفزاید

در کنگره گفتیم که با عقابها بپرید چون عقابها شما را به بلندای آسمان میبرند با مگسها نپرید , مگسها شما را به سطل آشغال میبرند .

آنوقت می توانیم بگوییم که ما با مبارزه و جنگ با طبیعت آموختیم که آماده و حاضر به انجام بسیار از آنچه تو میخواهی هستیم , یعنی تسلیم در مقابل قدرت مطلق .

زندگی و هستی بر روی امواج در این جهان که خود یک حلقه کامل است اینطوری طی میشود اما میتوانید سیر و سفری چون امواج داشته باشید بدون اینکه در دستهای امواج فشرده شویم و اگر هم چنین شد , قدرت و توانایی تحمل را تعلیم دیده اید .

مگر رسول خدا نبودند که هر لحظه میخواستند که پرواز کنند و از قید تن آزاد شوند اما قدرت مطلق در آن لحظات چنان قدرت و تحملی به ایشان عطا مینمود که روزی چند مرتبه از شهر خود رفته و باز میگشتند , حکایتها زیاد است . از مطلب خودمان دور نشویم که این مطالب به جهت توضیحات هدف و انجام آن بود که به عرض شما رساندیم .

پس از امروز یاد میگیریم که در مقابل ناملایمات زندگی دست از شکایت کردن و شکوه برداریم , اصلا قانون زندگی و بازی زندگی همین است .

نوشتار سی دی توسط مسافر مهدی پوستی

 



تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 10:33 ق.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

کارگاه‌ آموزش جهان‌بینی کنگره 60  با استادی و نگهبانی آقای مهندس با دستور جلسه: وادی نهم و تأثیر آن روی من

دستورجلسه هفته قبل برای ما کاملاً حل شده است و همه اینها در قالب تئوری ایکس است.

وقتی تعادلهای مغز تغییر می کند ، تمام رفتارها تغییر می کند.

بالانس نوروترنسمیترها و یا هورمونها اگر تغییر کند، همه چیز تغییر می کند و برای بیماریها هم همین طور است. برای خلق و خو و رفتار هم همین است.

اگر در سیستم ایکسی که تئوری اش را داریم، ناقل های عصبی و مواد شیمیائی مغز تغییر کند، یک بیماری را بوجود می آورد.

حالا این بیماری می تواند بیماری خلق و خو یا رفتار باشد ، می تواند بیمار جسمی باشد. می تواند بیماری آسم باشد ، می تواند بیماری قلبی باشد. می تواند بیماری آلزایمر باشد ، می تواند اوتیسم باشد و یا ناراحتی کلیه ، کبد ، روده بزرگ و کوچک باشد.

اگر این تغییرات ایجاد شود، به این صورت خودش را بروز می دهد و این سیستم دو جور آسیب می بیند، یک آسیب این سیستم استفاده از موادغذائی و خوراکی ، قرص ، الکل ، موادمخدر است. الکل سیستم ایکس را خراب می کند، سیگار ، قرص های روان گردان و یکسری غذاهای فست فود سیستم را خراب می کند.

اگر ما هر روز شروع کنیم به دویدن و روزی چند متر بیشتر بدویم، نقطه تحمل ما می رود بالا و بعد از یکسال می توانیم چند کیلومتر بدویم و معکوس این هم صادق است.

پس ما نقطه تحمل را فقط در مواد مخدر نداریم، در تمام سطوح داریم.

پس بر اثر این بی تعادلی ها نقطه تحمل پائین می آید. ما باید خیلی نیرومند باشیم و بتوانیم این را خنثی کنیم. اگر این گرانی ، بیماری آمد چطور باید با آن برخورد کنیم تا تحمل آن برایمان قابل تحمل باشد. ما بدون اینکه در کنگره 60 بدانیم، نقطه تحملمان را ذره ذره تغییر دادیم. مسافران نقطه تحملشان عوض شده و تغییر کرده . چون اصلاً نمی توانستند در مقابل بی موادی تحمل کنند، ذره ذره در طول زمان نقطه تحمل بالا تر رفت . در برخورد با دیگران هم همینطور . در گروه همسفران هم همینطور . ذره ذره نقطه تحمل تغییر کرد.

پس بنابراین ما باید یک کاری بکنیم عملیاتی تا نقطه تحملمان را بالا ببریم. این هم با دعا نمی شود، باید طبق یک دستورالعملی باشد ، از یک نقطه ای شروع کنیم تا به نتیجه برسیم.

دانستن یک موضوع است، انجام دادن آن یک موضوع است.

آن چیزی که می دانیم یک قضیه است، آنچه انجام می دهیم یک قضیه دیگر است.

اگر خواستیم سالم باشیم باید یاد بگیریم که چگونه ببخشیم، چگونه گذشت کنیم، چگونه دوست داشته باشیم. انسانهائی که انسانها را دوست دارند ، کمتر مریض می شوند و زندگی برایشان راحت تر است.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: جهانبینی،
برچسب ها: کارگاه های آموزشی کنگره 60، اعتیاد و درمان اعتیاد،

تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات

برچسب ها: تصاویر لژیون،

تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | 12:43 ب.ظ | نویسنده : مهدی پوستی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: ... 3 4 5 6


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو